قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4977
تاريخ الفي ( فارسى )
گرفته ، خود حاكم گجرات شده است و اسباب سلطنت تربيت داده با لشكر انبوه به جانب دهلى مىآيد . و باز خبر آمد كه در راه شمس خان او را زهر داد و او در روز هلاك شد « 1 » و لشكر گجرات به جاى خود معاودت نمودند و بار ديگر ظفر خان حاكم گجرات شد . و چون بعد از سلطنت فيروز شاه احوال مملكت هندوستان پريشان شد و آن ولايت به چند قسمت شد ، در شرح احوال آن اقاليم - كه سواد اعظم ربع مسكون است - قطع نظر از تحقيق سنه نموده چند سطر به قلم درمىآيد تا سررشتهء سخن از دست نرود . پوشيده نماند كه بعد از فوت فيروز شاه احوال مملكت دهلى آنچه تحقيق دانسته نوشته شد و احوال حاكم گجرات و مالوه و جونپور و ملتان و دكن و بنگاله و كشمير و تته مىبايد نوشت . حالات دكن و بنگاله و كشمير و تته به تفصيل سنوات از نسخ تاريخ به نظر درنيامد . بنابر آن به موجب قرارداد سابق در ذيل احوال حضرت فردوس مكانى « 2 » مجملى از احوال ايشان به قدر علم احاطهء ناقص نوشته خواهد شد . و در ملتان به موجب حكم صاحبقران مسند عالى خضر خان حاكم شد و با حكام دهلى هميشه منازعت مىنمود . تا آنكه در سنهء هشتصد و هفده [ هجرى ] دهلى را از دولتخان گرفت و حاكم آنجا شد . « 3 » و شرح احوال او و حاكم دهلى نوشته مىشود به جاى خود إن شاء اللّه تعالى وحده العزيز . اما حاكم مالوه ، دلاور خان به وقت فترت حكام دهلى تمام مالوه را به تصرف درآورده و در جنب آباددار ساكن شد و در سنهء هشتصد و نه فوت شد و پسر دولتخان خود را هوسنگ نام كرده سكه و خطبه به نام خود كرد . و ابتداى سلطنت سلاطين سند از اين وقت است . و پسر مباركشاه ، سلطان ابراهيم در اربع و ثمانمائه پادشاه جونپور شد و در تسع و ثمانمائه به كنار آب گنگ با حاكم دهلى روبهرو شد . چنان كه نوشته مىشود . و در گجرات ظفر خان به حكم سلطان محمد ، پسر سلطان فيروز شاه حاكم شد و در سنهء هفتصد و نود و پنج در گجرات مستقل شد و به ايدر لشكر كشيده از حاكم ايدر پيشكش بسيار گرفت و در ثمان و تسعين و سبعمائه به پاى قلعهء مندو لشكر كشيد و يك سال و چند ماه آن
--> ( 1 ) . منتخب التواريخ ( ج 1 ، ص 274 ) : « تاتار خان ، پسر ظفر خان [ امير ميوات - تاريخ مباركشاهى ، ص 172 ] عاق شده پدر را به غدر مقيد كرده در اساول فرستاد و خود را سلطان ناصر الدين محمد شاه خطاب كرد و با لشكرهاى انبوه به قصد تسخير دهلى روانه گرديد . در اثناى راه عم او ، شمس خان او را زهر داده تاتار خان را از ميان برداشت و ظفر خان را از بند برآورده و . . . » ( 2 ) . مراد جلال الدين اكبر شاه گوركانى است كه كتاب به دستور وى تأليف و تدوين شده است . ( 3 ) . بدائونى غلبهء خضر خان بر دولتخان و تصرف سامانه را جزو وقايع سال هشتصد و ده هجرى قيد كرده است . - منتخب التواريخ ، ج 1 ، ص 277 .