قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4954

تاريخ الفي ( فارسى )

پىدرپى بر مردم قلعهء مسلمانان زيادتى مىكنند و [ هيچ ] پادشاه اسلام را به واسطهء استحكام آن قلعه تسخير آن ميسر نشده و ايلدرم بايزيد نيز هفت سال آن قلعه را محاصره نمود و كارى نساخته است . همت خسروانه در مقام برانداختن بنياد آن قلعه شد و اميرزاده پير محمد و شيخ نور الدين و جمعى ديگر از امرا به موجب حكم متوجه آن قلعه شدند و نخست اهل آن قلعه را به ايلى دعوت نمودند و سودى نكرد . و ايشان به جميع بلاد فرنگ كه به آنجا نزديك بود [ كس ] فرستاده كمك طلبيدند و جمعى كثير در آن قلعه به هم رسيده . امرا كيفيت حال را به درگاه عرضداشت كردند . صاحبقران اغروق را در دامن كوه شهر تيره گذاشته با آنكه زمستان و بارندگى بود ، سوار شده و مردم برانغار نيز در ملازمت اميرزاده محمد سلطان [ 523 ب ] از مغنيسا به پاى قلعه آمدند و ديگر شاهزادگان نيز به آنجا آمده جنگ درانداختند . از طرف خشكى نقبچيان به كار مشغول بودند و از طرف دريا امير شاه ملك سه پايه‌هاى بلند از چوب طيار كرده چندان كه مقدور او بود از چوب چيزى ترتيب دادند كه بهادران بر بالاى آن به تيراندازى ايستادند و نمىگذاشتند كه از طرف دريا به مردم قلعه خبر و مدد برسد . و دو هفته اكثر اوقات جنگ سلطانى مىشد . و چون نقبچيان از كار خود فارغ شده بودند و ديوار قلعه را بر سر چوب كرده ، به حكم صاحبقران آتش در آن زده ديوارهاى قلعه كه به ضرب سنگ منجنيق و عرابه در يكديگر شكسته بود بالكليه ويران شد . و بهادران از آن رخنه‌ها برآمده تمام مردم آن قلعه را به قتل آوردند ، مگر چند نفر كه خود را به دريا انداختند و جمعى غرق شده و معدودى چند خود را به كشتى رسانيدند . و تمام مردم روم و فرنگ از تسخير اين قلعه متحير شدند به تخصيص ايلدرم بايزيد كه هفت سال آن را محاصره نموده بود . و تمام عمارت قلعه را ويران كرده خشت و چوب‌ها را به دريا ريختند . و در اين وقت كشتى بزرگ از مردم فرنگ كه به كمك اهل قلعه مىآمدند رسيده ، و مردم كشتى چون نزديك به ساحل رسيدند از قلعه و قلعه گيان اثرى نبود ، و كشتى را بازداشته متحير به هرطرف نظاره مىكردند . و به حكم صاحبقران سرهاى بعضى از گبران را به كمان رعد به جانب ايشان انداختند . و بعضى از آنها در كشتى افتاد و ايشان بعد از ديدن آن سرها پشيمان شده بازگشتند . و در اين اثنا ، شيخ رمضان ديگرباره از نزد سلمان چلبى ، پسر قيصر تحفه‌هاى بسيار آورده و معروض داشت كه « به‌سبب عفو كردن گناهان بيش از حد ايلدرم بايزيد مجموع ما بندگان در مقام اخلاص و دولتخواهى ثابت‌قدم‌ايم . » و صاحبقران ايلچى را نوازش كرده حكومت تمام اسريقه را به قيصر داده عنايت كرد و يرليغ جهانمطاع ارزانى داشت و خلعت