قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4923

تاريخ الفي ( فارسى )

زن و فرزند خود را نداشتند تا به خانه و محله چه رسد ! و بدين جهت تمام شهر به تدريج سوخت . « 1 » و به حكم صاحبقران ، امير شاه ملك هرقدر اراده نمود كه مسجد جامع بنى اميه را محافظت نمايد ، ميسر نشد و آن مسجد نيز حكم باقى شهر گرفت . و چون در شام آبادانى نماند و عزيمت معاودت آن حضرت را مصمم شد ، حكم شد كه اسيران دمشق و ساير ولايات شام را رها كنند . و امير جلال الاسلام به اين خدمت تعيين شد كه اسيران را به شهر رساند و نگذارد كه كسى متعرض ايشان بشود . و به تاريخ روز شنبه چهارم ماه شعبان سنهء مذكور رايات همايون از راه قاره « 2 » متوجه حلب شده در غوطه « 3 » نزول فرمود و دايه خواجه را به ماوراء النهر به جهت آوردن اميرزاده محمد سلطان از سرحد مغولستان با تومان آغا و [ 516 الف ] فرزندان روان كرد ؛ چه ، در خاطر مبارك چنان بود كه ايالت تختگاه هلاكو خان به اميرزاده محمد سلطان عنايت شده . و از غوطه به سه منزل « 4 » به حمص آمده مردم آنجا را كه مخالفت نكرده بودند نوازش فرمود و به ايشان در رفتن و آمدن هيچ مضرتى نرسيد . و از برانغار اميرزاده رستم و اميرزاده ابا بكر و امير شيخ نور الدين و امير سليمانشاه با ده هزار سوار به جانب تدمر كه بنا كردهء سليمان است روان شدند . و دويست هزار گوسفند از احشام ذو القدر در آن شهر گرفتند و ايشان گريخته به حول عكه « 5 » درآمدند . و شاهزادگان معاودت نمودند . و از جوانغار اميرزاده سلطان حسين و امير برندق با پنج هزار سوار به صوب انطاكيه رفتند . و چون در راه گل‌ولاى بسيار بود ، به واسطهء آنكه آب عاصى در راه انداخته بود ، آنچه در آن نواحى يافتند غارت كرده مراجعت نمودند . و اميرزاده خليل سلطان از قول با جمعى كثير از امرا به تاخت ولايت تركمانان در كنار فرات بودند روان شدند و در حوالى قلعهء ابروم به آن جماعت رسيده اندك جنگى شد و شيخ حسن ، پسر كلانتر ايشان كشته شد و ديگر برادران او گريخته ، غنيمت بسيار به دست لشكريان افتاد . از آن جمله هشتصد هزار گوسفند بود . و جميع افواج [ كه ] به اطراف رفته بودند در ميان حلب و ماردين به لشكر ظفر اثر مظفر و منصور ملحق شدند . و در اين يورش چون اميرزاده سلطان حسين خدمات پسنديده كرده بود ، گناهش بخشيده ، رخصت ملاقات يافت و به سعادت پاىبوس مشرف شد .

--> ( 1 ) . طبقهء زيرين خانه‌هاى دمشق همه از سنگ است ، اما بالاى اين طبقهء زيرين سه يا چهار طبقه خانه‌هاى عالى همه از چوب ساخته شده است و ازاين‌رو چون در آن شهر آتش افتاد خاموش كردن آن به جهت جنگ و قتل و غارت اهالى ميسر نگرديد و دمشق سوخت . - روضة الصفا ، چاپ زرياب خويى ، ص 1099 . ( 2 ) . ق ، م : تاره ؛ ش : باره . اصلاح از ظفرنامه . شهرى بزرگ و نخستين منزل از حمص به سمت دمشق . ( 3 ) . كوره‌اى در دمشق . ( 4 ) . ق : و از غوطه بسره و منزل . ( 5 ) . متن : مكه .