قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4914
تاريخ الفي ( فارسى )
ايشان به دست لشكريان افتاد و مظفر و منصور به ملازمت صاحبقران آمد . و صاحبقران ايلچى به ملطيه فرستاد و اهالى آنجا را به ايلى دعوت نمود . حاكم آنجا كه پسر مصطفى ، حاكم سيواس بود ، فرستاده را محبوس ساخت . صاحبقران برآشفته متوجه آنجا شد . ايشان طاقت نياورده گريختند و ملطيه را روز اول مسخر كرده ارمنيان را اسير كردند و مسلمانان به مال امان آزاد شدند . و امير جهانشاه و جمعى ديگر از امرا به طرف قلعهء كاخته « 1 » به موجب حكم روان شدند . و از حدود ملطيه تا آنجا چند قلعه مسخر شد و غنيمت بسيار گرفته به اردو آمدند . و ملطيه را با توابع و لواحق ، صاحبقران به قراعثمان تركمان ارزانى داشت . و در اندك روزى سرحد مملكت روم و مصر و شام به تصرف صاحبقران درآمد . و چون در زمان [ ملك ] ظاهر برقوق ، آن حضرت به وقت فتح عراق عرب ايلچى به مصر فرستاده بود و ظاهر برقوق از غايت سفاهت ايلچى را به قتل آورده بود ، به وقت معاودت از دشت قپچاق ايتمش بوجين « 2 » را صاحبقران در قلعهء اونيك گذاشته و ايتمش با قرايوسف جنگ كرده در معركه گرفتار شده بود و قرايوسف او را به مصر فرستاده بود آن حضرت او را طلب نموده بود و برقوق او را نفرستاده . « 3 » و در اين وقت كه برقوق فوت شده بود ، ديگرباره آن حضرت از حدود سيواس ايلچى نزد فرج ، پسرش فرستاد و ايتمش را طلب فرمود . بىعقلان مصر و شام ايتمش را نفرستاده و ايلچى را محبوس كردند . آن حضرت از اين معنى در غضب شده عنان عزيمت به جانب مصر و شام منعطف گردانيد ؛ چه ، ايلدرم بايزيد با همهء آن لاف و دعوى ، با آنكه بسيارى از ولايات او را گرفتند در معرض [ 513 ب ] معارضه درنيامد و دم دركشيده صلاح در خاموشى دانست . و امراى صاحبقران به اتفاق زانو زده عرضه داشتند كه پارسال يورش بزرگ هندوستان بود « 4 » و از آنجا به اندك مدتى تا اينجا آمده تمام يراق سپاهيان ضايع است . اگر لشكر منصور اجازت مراجعت يافته با يراق تازه متوجه اين ولايت شود ، مناسب دولت روزافزون است . آن حضرت در جواب گفت كه « بسيارى لشكر مصر و شام در نظر همت نمىآيد و فتح و نصرت به توفيق خداى موقوف است و تمام يراق دشمن عن قريب از [ آن ] شماست . همت بلند و اتفاق و عزيمت ثابت مىبايد . و بارها كارهاى دشوار ، به اندك توجهى آسان شده . و اين آزمودهء من است . » امرا چون دانستند كه آن حضرت در عزيمت اين يورش جازم است ، دل بر جنگ مصريان
--> ( 1 ) . ق : كماخ ؛ م : حاح ؛ ش : كاخ . اصلاح از ظفرنامهء شامى ( ص 220 ) . ( 2 ) . روضة الصفا : اتلمش قوچين . ( 3 ) . بجز اين ، امير تيمور قبلا رسولى پيش برقوق فرستاده بود ، ولى برقوق او را در رحبه نگاه داشته و به اغواى سلطان احمد و قرايوسف او را همراه ديگر كسان وى به قتل آورده بود . ( 4 ) . و نيز جنگهاى گرجستان .