قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4891
تاريخ الفي ( فارسى )
ايمن شد رخصت يافته به لاهور رفته بود ، به شرط آنكه در كنار آب لاهور به ملازمت آيد ، خلاف وعده نمود و چون آن حضرت به آن ناحيه آمد به سعادت آستان بوسى نرسيد . بنابراين اميرزاده پير محمد و اميرزاده و امير سليمانشاه به ولايت او رفتند و لاهور را گرفته شيخا را نيز بهدست آوردند و خبر فتح به آن حضرت فرستادند . و صاحبقران از نواحى جمو كه چند روز مقام شده بود ، كوچ فرموده از آب جناوه عبور نموده و چون آب تند است جمعى از ضعيفان غرق شدند و درويشان را سپاهيان سوار كرده گذرانيدند . و اخبار آذربايجان و مصر و شام و شيروانات و بغداد و دشت قپچاق را در اين منزل نوكران اميرزاده ميرانشاه به عرض رسانيدند . و هندوشاه خازن از اين منزل به تعجيل روانهء سمرقند شد كه خبر فتح و بشارت وصول موكب همايون به آنجا رسد . و اخبار فارس نيز با تحفههاى آن ملك در اين وقت رسيد و از آنجا كوچ كرده يك كس ديگر را به سمرقند فرستاد كه خبر رساند كه آن حضرت به تعجيل مىآيد [ 508 الف ] و شاهزادگان به استقبال روان شوند . و به وقت كوچ محفّهء آن حضرت را بر سر تلّى فرود آوردند و شيرى در آن صحرا پيدا شده دليران روى به آن آوردند . امير شيخ نور الدين پيشتر از همهء امرا به جانب شير روان شد و به سر پنجهء مردانگى آن شير را از پاى درآورد . و در اين منزل امرا كه به لاهور رفته بودند آمده پيشكش بسيار آوردند . و بر امرا قسمت يافت . و محمد آزاد كه در اكثر معارك خدمات پسنديده كرده بود ، منظور نظر التفات شده خلعت خاصه و كمر تركش مرصع خاصه را به او عنايت كردند . و اميرزاده پير محمد را كمر مرصع و تاج مرحمت فرموده و ديگر امرا و شاهزادگان را به زر نقد رعايت مرتبت شد و مقرر شد كه هركدام از راه معين متوجه سمرقند شوند . و هركس از اكابر و اعيان هندوستان را كه همراه بودند ، تشريفات فاخر پوشانيده رخصت مراجعت دادند . و خضر خان را كه از سارنگ خان گريخته بود و نزد آن حضرت آمده حكومت ملتان عنايت فرمود . و در آن نواحى طرح شكار انداخته شكارى بسيار افكنده شد و كرگدن بسيار نيز در ميان جانوران بود . و بيست و هشتم به موضعى كه آن را جبهان « 1 » گويند و از توابع كشمير است ، نزول فرمود . و شرح طول و عرض ولايت كشمير به جاى خويش گفته آيد إن شاء اللّه تعالى . و صاحبقران در سلخ جمادى الآخر بر اغروق پيشى گرفته به تعجيل به جانب سمرقند روان شد ، و دويم رجب به كنار آب سند آمد و بهموجب حكم قبل از رسيدن جسر بسته بودند . رايات عاليات از آب گذشته امير اللهداد را آنجا گذاشت كه لشكريان از عقب مىآيند از پل
--> ( 1 ) . ق ، م : حهان ؛ ش : جهان . اصلاح از ظفرنامه .