قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4881

تاريخ الفي ( فارسى )

جوانب نردبان‌ها گذارده به حصار بالا آمدند . و هندوان زن و فرزند و اموال خود را سوخته به جنگ ايستادند و مسلمانان نيز عورات خود را ذبح كرده فدايىوار به مدافعت مشغول شدند . « 1 » و جمعى از سر گذشته جمع شده جنگى در كمال صعوبت واقع شد و جمعى كثير از لشكر منصور شهيد شدند و بسيارى زخمدار شدند . و شيخ نور الدين پياده به جنگ مشغول شد و يكى از نامداران قلعه را از پاى افكند و جمعى از هندوان او را در ميان گرفتند و نزديك بود كه گرفتار شود و هلاك گردد كه اوزن مزيد « 2 » بغدادى و فيروز سيستانى به مدد او روان شده آن جماعت را متفرق كردند . و لشكر منصور غالب شده ده هزار كس از مردم قلعه به قتل آمدند و تمام قلعه و شهر ويران شد و با زمين يكسان گرديد . و از جانداران در آن نواحى ديار [ ى ] نماند . و اوزن مريد و فيروز - كه امير شيخ نور الدين را مدد خوب كرده بودند - رعايت يافتند . و از آنجا كوچ فرموده به سرستى آمدند . « 3 » و مردم سرستى را كه گريخته بودند ، تعاقب نموده جمعى را به قتل آوردند و اكثر اموال آنها به‌دست افتاد . و از آنجا كوچ كرده با مردم فتح‌آباد نيز همين معامله واقع شد . و اهرونى و توهنه « 4 » نيز حكم فتح‌آباد گرفت و قومى را كه در آن نواحى به راهزنى مشغول بودند و به جتان « 5 » شهرت داشتند ، سزاى خود يافتند . و اغروق را به سامانه روان فرموده به نفس نفيس در آن طرف از قوم جتان هركس بود ، طعمهء شمشير غزا فرموده جمعى از سادات را كه در آن موضع بودند رعايت فرمود و در كنار آب كهكر « 6 » قريب به سامانه به لشكر ظفر اثر نزول فرمود . و امرا و لشكريان كه از راه ديگر متوجه شده بودند ، اينجا به ملازمت رسيدند و آنچه غنيمت يافته بودند به‌نظر اشرف درآوردند . و از آنجا كوچ فرموده به قريهء كيتل ، كه پنج فرسخى سامانه است ، فرود آمدند . و چون جميع لشكريان و شاهزاده‌ها و امرا كه به اطراف رفته بودند از راه‌هاى مختلف متوجه شدند و در اين موضع يك جا شدند ، حكم شد كه لشكر به مورچل خود به توره روان شود . و در برانغار ، اميرزاده پير محمد و اميرزاده رستم سلطان و امير سليمانشاه و امير شيخ نور الدين و امير

--> ( 1 ) . ظفرنامهء شامى ( ص 183 ) : « در ميان ايشان گبران و گمراهان و مفسدان بسيار بودند ، آتش قهر زبانه زده . . . » ؛ روضة الصفا : « برادر و پسر راو و دولجين بيرون آمدند و كليدهاى دروازه را تسليم كردند . اما مردم شهر در اداى مال تعلّل كردند و بيشتر ايشان زن و فرزند و مال خود را آتش زده بسوختند و حتّى مسلمانان . . . » ( 2 ) . ق : روزى مزيد بغدادى ؛ سعادتنامه : افزون مزيد . ( 3 ) . سعادتنامه : « روز پنج‌شنبه چهارم ماه [ ربيع الاول ] به قلعهء فيروزه بندگان رسيده گذشتند و هم در اين روز به شهر سرسطى رسيدند . » ( 4 ) . ظفرنامه : تومنه . ( 5 ) . نسخ : حتان . تاريخ فرشته : حبان . تصحيح از ظفرنامه و روضة الصفا . ظاهرا جمع جت ( - ز ط ) است ( 6 ) . ق : ككر .