قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4828

تاريخ الفي ( فارسى )

توقف نموده سپاه را تغار دادند و متوجه بغداد شدند و هركس كه به ايلى پيش آمد ، او را نوازش نمايند . و ايشان به موجب فرموده عمل نموده و به دربند تاشى خاتون « 1 » رسيدند . و يكى از سرداران آن نواحى نزد شاهزادگان آمد « 2 » و گفت كه « هيچ كس اين راه را به از من نمىداند . » شاهزادگان او را خلعت داده قچرچى ساختند و شيخ على بهادر را منقلاى كرده قچرچى را با او همراه كردند . ابراهيم شاه كه از امراى بزرگ كردستان بود از در اطاعت درآمده پسر خود [ سلطانشاه ] را با پيشكش بسيار نزد شاهزادگان فرستاد و ساير امرا را نيز به تحفه‌ها از خود راضى كرد . و اميرزاده محمد سلطان كس فرستاده و شيخ على بهادر را باز طلبيد . و جهان پهلوان مراجعت نموده در اثناى راه به آتش خوردن فرود آمد . قچرچى كه همراه داشت ، چون از مقصود خود كه برانداختن ابراهيم شاه بود نوميد شده بود ، غافل زخم كارى به آن امير شجاع رسانيد و شيخ على به همان زخم از پا درآمد و قچرچى را كشته سوختند . و اميرزاده عمر شيخ با لشكر دست چپ از ( موضع ) « 3 » كوشك چوپان گذشته حصار كوركه را كه از مضافات قم است با حاكم آنجا ، محمد قمى به دست آورد « 4 » و به خوار فراهان « 5 » آمد و مظفر برواتى و اسكندر كوهرودى به ملازمت آمدند . « 6 » و اميرزاده عمر شيخ در بروجرد به ملازمت آمده آنها را همراه برد و باز رخصت يافته به مورچل خود رفت . و سيف الدين قلداس ، كوتوال بروجرد شده ، نهاوند را شيخ ميكاييل ضبط كرد . و به خرّم‌آباد رسيده ملك عز الدين بگريخت . و آن حضرت يك روز آنجا توقف فرموده جمعى را به جهت محاصرهء قلعه گذاشت . و اميرزاده عمر شيخ به تكاميشى ملك عز الدين مقرر شد و به هر طرف لشكرها به تاخت رفته مظفر بازآمدند . و آن نواحى از دزد و رهزن پاك شد . و از آنجا عازم تستر ( شوشتر ) شده « 7 » اميرزاده عمر شيخ كه جستجوى ملك عز الدين بسيار كرده بود و نيافته در آب زال « 8 » به معسكر همايون ملحق شد . و اميرزاده ميرانشاه كه به موجب

--> بىوفايى كرده بگريخت و حصار و قلعه را تسخير و ضبط كرده يك هفته . . . » ( 1 ) . نسخ : و سدر سدر نامى خانون . تصحيح از روضة الصفا و حبيب السير . ( 2 ) . روضة الصفا : « عده‌اى از امرا به جانبى از كردستان رفتند و شاهزادگان متوجه دربند تاشى خاتون شدند و يكى از سرداران آن ناحيه گريخته پيش ايشان [ - شاهزادگان ] رفت . ( 3 ) . ق : ندارد . ( 4 ) . ظفرنامه : « و از موضع كوشك چوپان گذشته و متوجه بلاد خصمان شده و از موضع نوا گذشته به قلعه و حصار كور رسيد . » ( 5 ) . ق : حرار فراهان . ( 6 ) . ظفرنامه : « روز ديگر به موضع مروان رسيد مظفر مبادرت كرده به استقبال بيرون آمد . » ( 7 ) . تاريخ آل مظفر ( ص 132 ) : « از راه سيمره به جانب شوشتر توجه فرمود . » ( 8 ) . نسخ : آب زلال . روضة الصفا : « پس از يازده روز به پل آب زال رسيد . » ؛ ظفرنامه : « در موضع آب سال به حضرت امير صاحبقران آمد . »