قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4287
تاريخ الفي ( فارسى )
مىپرداخت . تتمهء احوال او در سنوات آينده به جاى خويش گفته شود إن شاء اللّه تعالى . « 1 » و در اين سال حكومت اكثر بلاد هند بر علاء الدين مقرر بود - چنان كه مذكور شد . هم در ابتداى سلطنت دفع اولاد سلطان جلال الدين لازم دانسته برادر خود را به دفع او نامزد كرد . ايشان چون به ملتان رسيدند و شهر را محاصره كردند ، كار بر اولاد جلال الدين تنگ شد . به واسطهء مخالفت امرا كه در درون با ايشان بودند ، به صلح راضى شده شيخ ركن الدين را كه شيخ الاسلام بود ، واسطه كرده نزد الفخان فرستادند و طلب امان كردند . و شيخ مذكور با عهدنامهء موافق مدعاى ايشان به قلعه معاودت نمود و ابواب قلعه بر روى الفخان گشوده شد . و پسران سلطان جلال الدين به رفاقت شيخ مذكور بيرون آمده الفخان را ديدند . و الفخان ايشان را در روز اول تعظيم و تكريم نمود و در نواحى سراپردهء خود جاى داد و مسرعان به ايصال اين خبر در دهلى فرستاد . و سلطان علاء الدين به غايت خوشحال شده گفت كه تمام ملك جلال الدين بر علاء الدين مسلم شده مطلقا منازعى نماند . و الفخان و ظفر خان ، پسران سلطان جلال الدين را به همراه خود در دهلى آوردند كه نصرت خان در دهلى رسيده هر دو پسر جلال الدين و الغو داماد و احمد حب را ميل كشيدند و حرمهاى ايشان را از ايشان جدا كرده ، پسران سلطان را در حصارها بسى موقوف كردند و احمد حب را در حرمهاى سلطان و ملكه جهان به دهلى آوردند . و وزارت علاء الدين به نصرت خان مفوض شد . و در اين سال فوجى از لشكر مغول از آب سند گذشته ، الفخان با جمعى كثير به دفع آنها نامزد شد . بين الجانبين محاربهاى صعب روى نمود . و الفخان با فتح و ظفر بازگشت و مغولان شكست فاحش يافتند . الفخان به اتفاق برادر به دفع امرايى كه با سلطان جلال الدين بىوفايى كرده بودند و به طمع مزخرفات دنيوى ، دنيا و آخرت را به باد داده مشغولى نموده ، تمام ايشان را مقيد و محبوس نموده بعد از اخذ اموال هر كدام به عقوبتى از ميل كشيدن و محبوس ابد بودن و كشته شدن سزاى عمل خود يافتند . غير از سه كس از امراى سلطان جلال الدين كه در آن وقت از سلطان جلال الدين قبول زر و انعام نكرده ، هيچكس از امراى جلال الدين از آن مهلكه جان نبرد و بنياد آن حرامخواران يكبارگى برافتاد و موجب عبرت عالميان شد . و به واسطهء توفيق فتح پسران جلال الدين و شكست دادن مغول ، شوكت و حشمت علاء الدين در خاطرها قرار گرفت و ملوك اطراف از وى حساب مىگرفتند . و در اين سال حكومت ولايت ختاى به دستور سال گذشته بر تيمور قاآن مسلم بود و
--> ( 1 ) . م : تتمهء احوال آيد ان شاء اللّه تعالى .