قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4809
تاريخ الفي ( فارسى )
در اين وقت در حلب جمعى از نوكران الطنبغا چوپانى با او غدر كرده او را كشتند و ناصرى و احمدى چون فتح كرده بازگشتند و الطنبغا را كشته يافتند و لشكر را به شام برده چند روز آسودند ، اين اخبار را به مصر فرستادند . سلطان بر فوت چوپانى تأسف بسيار خورد و ابو يزيد را كه در خانهء او پنهان شده بود ، حكومت شام داد و حاكم حلب را به مصر طلبيده ، احمدى را به جايزهء فتح و زخم زدن منطاش ، حاكم حلب كرد . و در اين سال پسر محمد شاه ، همايون خان كه در سامانه بود ، لشكر جمع كرده نواحى دهلى را تاخت . ابو بكر شاه ملك شاهين را به جنگ او فرستاد . بعد از جنگ ، همايون خان شكست يافت و ابو بكر شاه بعد از اين فتح لشكر به طرف محمد شاه كشيده بيست كروه از دهلى بيرون آمد و محمد شاه خبر شده با چهار هزار سوار ايلغار نموده از دروازهء بدائون به شهر دهلى درآمد و دروازهء پايان [ - پايين ] اندكى جنگ كردند . اما سودى نكرد . ابو بكر شاه اين خبر شنيد و معاودت نمود . محمد شاه چون طاقت جنگ نداشت از دروازهء حوض خان بيرون آمده باز به لشكر خود ملحق شد و جمعى از مردمش گرفتار شدند . « 1 » و در ماه رمضان سنهء مذكور مبشر چپ « 2 » سلطانى با ابو بكر شاه خلاف كرده عرضه داشت به محمد شاه فرستاد و اكثر بندگان فيروزشاهى را با خود متفق ساخت . و چون ابو بكر شاه مطلع شد كه لشكر مخالف شد ، با مخصوصان خود سوار شده نزد بهادر ناهر رفت و ملك شاهين و صفدر خان و ملك بحرى را در دهلى گذاشت . و محمد شاه خبردار شده در نوزدهم رمضان به دهلى آمده در كوشك سلطان بر تخت سلطنت نشست و مبشر چپ سلطان را وزارت داد و تمام مردم باز به محمد شاه ملحق شدند و محمد شاه فيلان كه نزد غلامان فيروزشاهى بود گرفته به فيلبانان قديم سپرد . و باز غلامان آزرده خاطر شده در شب با اهل و عيال گريخته نزد ابو بكر شاه رفتند و سلطان محمد شاه باقى غلامان فيروزشاهى را كه تقليد غلامان مصر مىكردند از دهلى اخراج نمود « 3 » و جمعى كثير را با همايون خان همراه كرده بر سر ابو بكر شاه فرستاد . بعد از جنگ ، همايون خان ظفر يافت و ابو بكر شاه به قلعه گريخت و سلطان محمد شاه اين خبر شنيده به كوچ پى در پى به نواحى قلعه آمد و بهادر ناهر و ابو بكر شاه [ 489 ب ] چون راه گريز مسدود ديدند ، امان طلبيده به ملازمت آمدند و بهادر ناهر
--> ( 1 ) . منتخب التواريخ : « اگرچه سلطان محمد شاه را طاقت مقاومت با ابو بكر شاه نماند ، اما دلهاى سپاهيان و رعايا از ابو بكر شاه رميده بود . » ( 2 ) . نسخ : ميسرحب . تصحيح از منتخب التواريخ . ( 3 ) . تاريخ فرشته ( ج 1 ، ص 153 ) : « و مشهور است كه ناصر الدين محمد شاه فرمود كه از غلامان فيروزشاهى هر كه زياده بر سه روز در شهر بماند جان و مالش سبيل باشد . »