قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4780
تاريخ الفي ( فارسى )
كلاه از سر انداخته عنان خود را خلاص كرد و خود را بر قلب دشمن زد . بقيهء لشكر چون از دست اختيار رفته بود ، بگريختند . شاهزاده چندان جنگ كرد كه اسبش را زخم رسيد و بيفتاد . نوكرى وفادار كه خواجه رضى نام داشت ، پياده شده اسب كشيد و سوگند داده گفت : « اگر بيرون نروى خون خود را در عرصات « 1 » از تو خواهم خواست . » شاهزاده سوار شده تنها روى به اندخان « 2 » آورد . و اراجيف گرفتارى شاهزاده سبب تفرقهء مردم شده بود مردم شهر را خبر شد كه چون شاهزاده به سلامت مىآيد سوار و پياده به استقبال بيرون آمدند و باز جمعى كثير نزد آن حضرت جمع شده عزيمت سمرقند فرمود و در نواحى خجند خبر يافت كه انكاتورا خويش امير حاجى بيك « 3 » با لشكرى از مغولستان به سيرام و تاشكند آمده است « 4 » و قصد اندخان دارد . آن حضرت نيز معاودت فرموده در كنار آب سيحون به مخالفان رسيد و چندى در برابر يكديگر كنار آب مىرفتند . شبى انكاتورا حيله كرده جمعى را در مقابل لشكر منصور گذاشت و آتش متفرق بسيار برافروخت و خود از جانبى گذار يافته بگذشت . شاهزاده نيز به جنگ سوار شده و آراسته شد و چون كثرت دشمن از اندازه بيرون بود بالضروره اميرزاده به حصار اندخان درآمد . انكاتورا تعاقب نموده خواست كه شهر را محاصره كند . شهزاده را غيرت بر آن داشت كه ديگر باره با آنكه مردم بيرون آمدهاند خود را در ميان دشمنان افكند و به نفس نفيس جنگى مردانه كرد و چون لشكر جته بغايت بسيار بود توكل بهادر تيغ كشيده حمله كرد و عنان اسب شهزاده را گرفته از جنگگاه بيرون آورد و انكاتورا نيز صلاح در توقف ندانسته راه ولايت خود پيش گرفت و لشكريان شهزاده بسيارى از سپاه جته را كه از عقب مىرفت به قتل آوردند . سليمانشاه و امير عباس كه در جنگ اول گريخته بودند به سمرقند رفته بند را مضبوط كردند . مخالفان رسيده ديهها را غارت كردند و مىگذشتند و امير عباس كه در جنگگاه زخمدار شده بود فوت شد و فوجى ديگر از لشكر توقتمش خان كه به راه خوارزم آمده بودند در بخارا به اين فوج ملحق شدند و عزيمت تسخير بخارا نمودند . طغى بوغاى برلاس و اتلمش قوچين « 5 » حصارى شدند و جنگ بسيار شده مخالفان را كارى از پيش نرفت و بالضروره
--> ( 1 ) . صحراى محشر . ( 2 ) . ق : اندجان . ( 3 ) . روضة الصفا : انكاتورا اركنوت ، برادرزادهء امير حاجى بيك اركنوت . ( 4 ) . ظفرنامه : « خبر رسيد كه اينكاتورا از مغولستان حقوق انعام فراموش كرده و عهد و پيمان شكسته در اطراف مملكت درآمده است . » ( 5 ) . متن : ايتمش ؛ تصحيح بر اساس روضة الصفا و ظفرنامهء يزدى .