قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4777

تاريخ الفي ( فارسى )

و تمام اكابر شيراز به ملازمت درآمدند و يك هزار تومان مال امان قبول كردند و تمام و كمال و اصل شد و شاه يحيى و سلطان احمد و ابو اسحاق و اتابكان كه به ملازمت آمده [ بودند ] رعايت يافتند و تمامى مملكت فارس مطيع و منقاد شدند و فتحنامه‌ها به اطراف و جوانب روان شد . و در اين اثنا ايلچى [ ى ] به هفده روز از ماوراء النهر آمده خبر گستاخى توقتمش خان را آورد و حكومت شيراز به شاه يحيى مرحمت شد و كرمان به سلطان احمد عنايت شد ، به شرط آنكه سيصد تومان به خزانهء عامره رساند و عزيمت مراجعت نمود و امير سيد شريف جرجانى را حكم شد كه به سمرقند آيد . و در اين سال در هندوستان - چنان كه مذكور شد - محمد خان نزد پدر شكايت خان جهان نموده معروض داشت كه « ارادهء سلطنت و قتل من دارد . » و به شهزاده حكم شد كه دفع او نمايد . شهزاده استعداد جنگ نموده به حكم سلطان فيروز شاه فيلان و اسبان خاصه را به شهزاده محمد خان تسليم نمودند و نماز شام در ترتيب لشكر شروع كرده ، آخر شب خانهء خان جهان را دوره كردند و او دريا خان را كه محبوس داشت ، به قتل آورده بيرون آمد و به قدر مقدور جنگ كرد و چون زخمدار و بىطاقت شد ، باز درون خانه رفت و از راه بكر به بلاد ميوات گريخت و خانهء او به غارت رفته همراهانش را گردن زدند . و چون سلطان فيروز شاه به غايت پير و ضعيف شده بود ، « 1 » اسباب سلطنت را تسليم محمد خان نموده روز جمعه خطبهء هر دو شاه خوانده شد و ناصر الدين محمد شاه خطاب يافت « 2 » و ملك يعقوب را اسكندر خان خطاب داده حاكم گجرات نمود و او روانهء گجرات شد و در راه خان جهان را زمينداران گرفتند « 3 » و نزد او فرستادند . او سر خان جهان را به دهلى فرستاد و خود به گجرات رفت . و محمد خان در آخر اين سال به كوهپايهء سرمور به شكار رفت و دو ماه در شكار گذرانيد و معاودت نمود . و در اين سال حاكم مصر ، حكومت شام را به امير يلبغا چوپانى داد . و خبر تسخير صاحبقران بلاد تركمانان را در آخر جمادى الآخر اين سال به مصر رسانيدند و ملك ظاهر « 4 » ،

--> ( 1 ) . منتخب التواريخ بدائونى ( ج 1 ، ص 254 ) : « و به تاريخ هجدهم شهر رمضان سنهء تسعين و سبعمائه [ - 790 ] سلطان فيروز از زحمت وجود خلاص يافته به عالم بقا شتافت و در كنار حوض خاص مدفون شد . . . « وفات فيروز » و « نقل فيروز شاه » در تاريخ [ فوت ] او يافتند ، و ثانى به يك عدد كم است . » ( 2 ) . منتخب التواريخ ( ج 1 ، 255 ) : « [ چندى بعد ] سلطان به گفتهء ارباب غرض رنجيده ، محمد شاه را از ولايت عهدى معزول ساخت و تغلق خان بن فتح خان ، نبيرهء خود را خطاب تغلق شاه داده به ولىعهدى داشت . » ( 3 ) . منتخب التواريخ ( ج 1 ، ص 255 ) : « خان جهان به جانب ميوات با چند كس گريخته به كوكا زميندار آنجا پناه برد . » ( 4 ) . ق : ملك طاهر .