قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4757

تاريخ الفي ( فارسى )

جناب مملكت پناهى سفارش نمودن ؛ چه ، به حقيقت دولتخواهى آن جناب را ذخر اعقاب دانسته‌ام [ تا ] چنانچه از سجيّت كريم و لطف عميم آن يگانهء زمان و زمين سزد مضمون « انّ حسن العهد من الأيمان » را كار بسته و به قاعدهء مستمر ايشان را به اجمعهم به جانب مبارك خود مخصوص فرمايند و ظلال اشفاق بر احوال پريشان ايشان گستراند به موجبى كه آثار آن صغار و كبار ( ايران و توران ) « 1 » دريابند و قرن‌ها بازگويند و حاسدان و قاصدان كه سال‌ها در آرزوى چنين روزى بوده‌اند مجال شماتت و محل استيلا نيابند و اين معنى موجب ادّخار و ذكر جميل شود و اين دوست مخلص را كه با وجود ميثاق عهد مودّت نيل قرابت و توفيق عزّت يافته ، به فاتحه و دعاى خير ياد فرمايند تا به يمن همّت آن صاحب دولت از فحواى « يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ » « 2 » محروم نماند . هذا ما عهدنا اليه و العهدة فى الدارين عليه . همواره به توفيق اين مبرّات از بارگاه واهب العطيّات موفق باد و حق سبحانه و تعالى بر عمر باقيش « 3 » بركت كناد ، بحمّد و إله الطيّبين الطاهرين » و نام خود چنين نوشت : « مخلص‌ترين دولتخواهان اميدوار وفادار شاه شجاع . » و به جانب سلطان احمد [ ايلكانى ] اين مكتوب در قلم آورده فرستاد كه « زندگانى فرزند [ سلطان ] اعظم شهسوار عرصهء فتح و فيروزى ، مغيث الدّينا و الدين سلطان احمد ، خلّد اللّه ملكه و سلطانه ، در مراضى [ حق ] سبحانه و تعالى بسيار سال پاينده با دو معلوم فرموده باشد و بفرمايد كه در اين مدت كه حوالهء اين امر بزرگ كه به اين ضعيف رفته بود به چه نوع معاش كرده و به حالتى كه آدمى را از آن چاره نيست رسيديم و بىحسرت مىرويم . ( به حمد الله تعالى ) « 4 » . سفارش فرزندان به آن جناب مىرود تا چنانچه از حسن اخلاق شهريارى سزد ايشان را مخصوص خود دانسته سخن اعدا و حسّاد كه سال‌هاست تا چنين روزى را منتظرند در حق ايشان نشنود و رعايت و مراقبت فرمايد . چنان كه در ايران و توران پسنديده باشد . اخلاص و دولتخواهى را چون ضمير پاك واقف است ، مكرّر نمىكند . بگذاشتم تا كرم او چه مىكند . المحتاج الى الله شاه شجاع . »

--> رفتم من و فرزند من آمد خلف صدق * او را به خدا و به خداوند سپردم نقل از حواشى استاد علامه قزوينى بر چهار مقالهء عروضى سمرقندى به نقل از تاريخ عصر حافظ ، ج 1 ، پانوشت ص 319 . ( 1 ) . ق : اظلال اسعاف . ( 2 ) . قرآن ، يس : 26 و 27 . ( 3 ) . نسخ : باقيست . ( 4 ) . از اضافات « م » است .