قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4741

تاريخ الفي ( فارسى )

تعظيم بسيار نموده درخواست كرد كه گناه او را از صاحبقران التماس نمايد ، و اسباب فراعت مهمان بر وجه اتمّ مهيا ساخته فارغ البال نشست و در اندك مدتى طاعون در كلات پيدا شد و اهل قلعه به غايت مضطرب شدند . چون رادكان محلّ نزول لشكر ظفر اثر شد ، شيخ على بهادر را على بيك رخصت داد كه به اردوى ظفر قرين رفته شفاعت گناه او نمايد و بار ديگر گناه على بيك بخشيده شد و به ملازمت آمده ، اما فرمان شد كه الوس جانى قربانى را با خانه كوچ به سمرقند نقل نمايند و به سعادت و اقبال متوجه سمرقند شده ملوك خراسان را رخصت ولايات خود داد و ملك غياث الدين را به سمرقند فرستاده منشور حكومت اترار به نام پسرش ، امير غورى نفاذ يافت . و از ملك غياث الدين در راه امرى سرزد كه موجب چندش شده او را محبوس به سمرقند بردند و پسرانش نيز دستگير شده ، حكومت هرات بر اميرك ، پسر تيمور مقرر شد « 1 » و جلگاى كش محلّ نزول رايت جلال شد . و بيان احوال عراقين و آذربايجان آنكه ، چون عادل آقا با شاه شجاع صلح كرد به‌واسطهء نيكوخدمتى خاطر از طرف شاه شجاع جمع كرده به عزم تسخير رى متوجه آن صوب شد و قلعهء شهريار را محاصره نمود . گماشتهء امير ولى به قدر مقدور در ضبط قلعه سعى مىنمود و شاه منصور كه در يكى از قلاع رى بود ، كس نزد آقا فرستاده طلب صلح كرده گفت كه « اگر آقا گناه من را مىبخشد ، ملاقات مىكنم . » عادل آقا اين معنى را فوزى عظيم دانسته به موجب خواطر خواه شاه منصور جواب نوشت و شاه منصور آمده به او ملحق شد و به اتفاق قلعهء شهريار را در ميان گرفتند و نزديك به آن رسيده بود كه فتح شود كه خبر كشته شدن شاه يحيى رسيد . آقا را مجال توقف نمانده به سلطانيه رفت . و تفصيل اين سخن آنكه چون اكثر لشكر در ملازمت آقا به اين يورش رفته بودند ، در ملازمت سلطان حسين در تبريز كسى كار آمدنى نبود و سلطان احمد برادرش كه بر فتنه‌انگيزى و خونريزى مشهور بود ، فرصت غنيمت دانسته از موقان به تاريخ پانزدهم شهر صفر با لشكر جرّار ايلغار نموده به تبريز آمد و درگاه چنان خالى بود كه سلطان بالضروره فرار نموده در گوشه [ اى ] پنهان شد و همان شب به دست برادر نامهربان گرفتار شد و فى الحال به قتل رسيد و برادر ديگرش ، بايزيد پياده گريخته در سهند اسب يافت و به سلطانيه نزد آقا آمد و عادل آقا و شاه منصور او را بر سلطنت برداشتند . و عادل آقا كه مرد كار ديده بود از شاه منصور توهّم نموده او را گرفت و به قلعهء كراتو فرستاد و با لشكرى [ 474 ب ] گران متوجه

--> ( 1 ) . لشكركشى امير تيمور بر خراسان و فتح هرات را بايد درآمدى بر عظيم‌ترين فجايع تاريخ ايران دانست .