قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4734

تاريخ الفي ( فارسى )

و ملك روز يكشنبه به شرف ملازمت مشرف شد . زانو زد و امان يافته با كمر مرصّع بازگشت . و حصار نو و كهنهء هرات بعد از آنكه خزاين ملوك غور - كه به سال‌هاى دراز اندوخته بودند - از آنجا بيرون آورده ، ويران شد و مال امانى در چهار روز نقد شده و دويست خانوار از مردم هرات را به شهر سبز [ - كش ] بردند و دروازه [ هاى ] شهر هرات را نيز به كش آوردند « 1 » و قلعهء اسكلچه كه در چهار فرسخى هرات به دست پسر ملك غياث الدين ، ملك غورى نام كه از ابناى ملوك كرت به شجاعت ممتاز بود ، به سعى ملك غياث الدين به دست آمد و پسر ملك مانند پدر و برادر به ملازمت آمده نوازش يافت . و رايات عالى متوجه طوس و نيشابور و سبزوار شده ، على بيك پيش امير تيمور رفته اظهار ندامت كرد و خواجه على مؤيد كه به تشيع مشهور بود ، آن حضرت مذهب او سئوال كرد . آن مرد گفت : « النّاس على دين ملوكهم . « 2 » » مذهب من به دست صاحبقران است . آن حضرت سخن او را پسنديده او را ستايش فرمود « 3 » و از آنجا به اسفراين رفته شهر را از گماشتهء امير ولى قبل از فرود آمدن به جنگ گرفتند و ايلچى به امير ولى فرستادند كه « نجات در اطاعت است . » و او قبول كرد كه « متعاقب ايلچى به ملازمت مىآيم . » و چون - چنانچه سابقا مذكور شد - امير حاجى برلاس در يكى از مواضع سبزوار به قتل آمده بود ، « 4 » اكثر مردم آن موضع به قتل رسيدند و آن موضع به نبيرهء حاجى برلاس متعلق شد و آن حضرت تمام ولايت خراسان را بعد از آنكه به تصرف درآمده بود ، به حكام سابق آنجا داده به سمرقند معاودت نمود . احوال آذربايجان و عراقين و فارس آنكه چون شاهزاده شيخ على و پيرعلى در بغداد مستولى شدند ، سلطان حسين و عادل آقا متوجه بغداد شدند . در شهر زور خبر رسيد كه شاهزاده و پيرعلى به شوشتر رفتند . ناچار آقا به طرف شوشتر با اكثر امرا روان شد و سلطان حسين با خواص به بغداد رفت و آقا به شوشتر رسيده بىكشتى از آب گذشت و جمعى كثير از مردمش غرق شدند و چند روز جنگ شد . آخر الأمر شاهزاده بر بالاى حصار آمد و به آقا گفت كه « از خدا شرم ندارى كه ولايت بغداد را كه به موجب وصيت پدر به من تعلق داشت گذاشته به اينجا آمده‌ام و اكنون شما

--> ( 1 ) . ظاهرا دروازه‌هاى هرات مغرّق به آهن و مزيّن به نقوش و كتابت بودند . ( 2 ) . ق : ملوك . ( 3 ) . روضة الصفا : « تيمور گفت : من مذهب سنّت و جماعت دارم ، زيرا پيغمبر فرموده است : من ترك سنّتى لا ينال شفاعتى . و نيز فرموده است : الجماعة رحمة . و چون من طالب شفاعت و رحمت هستم ، مذهب سنّت و جماعت برگزيده‌ام . » - چاپ زرياب خويى ، قسم ششم ، ص 1037 . ( 4 ) . روضة الصفا : « مردم خوراشه را كه پيش از آن امير حاجى برلاس و برادرش ايدكو را به قتل رسانده بودند ، به ياسا رسانيد . . . » - پيشين .