قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4719

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر سوانح سنهء هفتصد و هشتادم از هجرت [ موافق سال هفتصد و هفتادم از رحلت خير البشر ] صاحبقران بعد از معاودت از مغولستان ، اميرزاده عمر شيخ را با ختاى بهادر و امير آق‌بوقا و ديگر امرا به يورش ولايت جته فرستاد . ايشان به تعجيل روان گشته خود را به قمر الدين رسانيدند و او را شكست داده ايل و الوس او را غارت كردند و به ملازمت صاحبقران آمدند . و آن حضرت به نفس نفيس بار ديگر متوجه آن ولايت شد و محمد بيگ ، پسر ابو موسى و امير عباس و آق‌تيمور بهادر به رسم منقلاى از پيش روان شدند و به قمر الدين رسيدند و بار ديگر او به جنگ پيش آمده شكست خورد و تمام ولايتش به تاراج رفت . و آن حضرت مقارن فتح و ظفر عزيمت مراجعت نموده و خبر رسيد كه توقتمش اغلان از ارس خان « 1 » ، حاكم الوس جوجى خان متوهم شده درگاه را عازم است . جمعى از امرا به استقبال او مأمور شدند و آن حضرت به نفس نفيس خود به سمرقند آمد « 2 » . توقتمش اغلان چون به سمرقند رسيد ، آن حضرت او را استقبال كرد و در نهايت عزّت به شهر درآورد و بعد از اقامت طوى بزرگ ، جميع اسباب سلطنت او را در مجلس اول مرتب ساخت و از غايت مرحمت او را پسر خواند و تمام ولايت صبران و سقناق « 3 » را به او ارزانى داشت . و چون توقتمش در آن ولايت متمكن شد ، ارس خان « 4 » ، پسر خود ، قتلغ بوغا را به جنگ او

--> ( 1 ) . م : ازخان . ( 2 ) . تيمور ، امير تومن تمور اوزبك را به استقبال او مأمور كرد و خود از راه انياغو به اوزگند رفت و از آنجا راهى سمرقند گرديد . - روضة الصفا ، چاپ زرياب خويى ، ج 5 ، ص 1032 . نيز : ظفرنامهء يزدى ، ص b 157 . ( 3 ) . متن : سقناتو . تصحيح بر اساس ظفرنامه يزدى و روضة الصفا . ( 4 ) . ق : ازيس خان .