قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4709

تاريخ الفي ( فارسى )

حيران شدند . بعضى ارادهء حج كردند و بعضى صلاح در معاودت دانستند . آخر همه مراجعت نموده متوجه مصر شدند و بعضى به‌واسطهء خوف عاقبت كارزار كرده چون پشيمان بودند كه خبر رسيد كه در مصر و قاهره امرى كه مذكور شد ، به وقوع آمده و سلطان به قتل رسيد و ايشان خوشحال شدند و روانهء مصر شدند . و مصريان چون از آمدن ايشان خبردار شدند جمعى را با سلاح جنگ [ 467 ب ] به استقبال ايشان فرستادند ؛ چه مىدانستند كه اگر ايشان به مصر درآيند ديگران را اختيارى نمىماند . و ميانهء ايشان جنگ شده ، مصريان شكست يافتند و امراى حجازى تا نزديك قلعهء جبل آمدند . به حسب اتفاق در اين وقت امير آقتمر صاحبى كه قبل از رفتن سلطان به حج ، به جانب صفد رفته بود ، مراجعت نمود . چون وى سابقا نايب مصر بود ، مصريان به استقبال او رفته كه « تو به طريق سلطان نايب سابق و حاكم مايى و ما جمله غلامان توايم . » و او را با خود متّفق كرده بر جنگ امراى حجازى قرار دادند و بيرون آمده امراى مذكور را شكست دادند و جميع آن جماعت به دست آمده محبوس شد . صاحب تاريخ مصر نوشته كه بدبخت‌تر از جماعتى كه در راه حج بر ملك خروج نمودند در مصر نشان نداده‌اند ؛ چه ، دولت صاحب خود را بىتقريب بر هم زدند و خود به هيچ مرادى نرسيدند . و در آن سال حاجيان به‌واسطهء ايشان از حج بازماندند و آخر بعضى به قتل رسيده بعضى چنان محتاج شدند كه در كوچه‌هاى مصر گدايى مىكردند . و ملك اشرف از ملوك مصر به معدلت ممتاز بود و رعيّت از وى به غايت راضى بودند و با برادران خود ، به خلاف حكّام مصر ، در غايت نيكويى معاش مىكرد و در ايام دولت خود ايشان را حكومت ولايات مىفرمود . با آنكه عيب محبت جمع مال داشت ، كريم بود . زر جمع مىكرد و مىبخشيد . از او خوش خوىتر در ميان ملوك مصر نبود . در غايت فهم بود و بر نقير و قطمير احوال شهر خود مطّلع بود . تا آنكه در ايام دولت او در مصر قحط عظيم شد . آن‌چنان از احوال مملكت خبردار بود كه مملكتش ويران نشد . و مدت حكومتش چهارده سال و دو ماه و بيست روز بود و در بيست و چهار سالگى كشته شد و هفت پسر ازو مانده : ملك منصور و ملك صالح ، امير حاج قاسم ، محمد ، اسماعيل ، ابو بكر و احمد . و امراى مصر بعد از قتل ملك اشرف و شكست امراى حجازى ، بر سلطنت ملك منصور اتفاق نموده در هفت سالگى او را به پادشاهى برداشتند و طشتمر لفاف ، سپهسالار شد و طشتمر علايى ، حكومت دمشق يافت و آقتمر صاحبى ، نايب مصر شد و بر امير ارغون ، نيابت طرابلس مقرر شد . و حكومت طرابلس دمشق روم به غازى مراد تعلّق داشت و اكثر اوقاتش صرف غزاى فرنگ مىشد .