قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4705

تاريخ الفي ( فارسى )

[ 466 ب ] ذكر سوانح سنهء هفتصد و هفتاد و هشتم [ موافق سال هفتصد و شصت و هشتم از رحلت خير البشر ] صاحبقران گيتىستان در اول بهار به عزم تسخير خوارزم به جمع سپاه فرمان داد « 1 » و چون لشكر جمع شد يرغوى شيخ محمد بيان سلدوز پرسيده گناه او ثابت شد و به دست پير ملك سلدوز كه دعوى خون برادر داشت به قتل آمد و پسرش بايزيد على درويش نيز به ياساق رسيد و ايل سلدوز به آق‌تيمور بهادر مرحمت شد و امير آق‌بوقا به محافظت سمرقند معين شد . ختاى بهادر و ايلچى بهادر و امير ساربوغا « 2 » و عادلشاه و ديگر امرا با سى هزار كس به جانب جته به موجب حكم روان شدند و صاحبقران به نفس نفيس متوجه خوارزم شد . چون لشكر ظفر اثر به كنار آب جيحون رسيدند ، تركن ارلات كه از آن طرف به لشكرگاه مىآمد ، انديشه به خود راه داده برگشت و از آن طرف آن حضرت پولاد را با جماعتى در عقب او فرستاد . ايشان شب و روز [ تاخته ] ، در كنار آب فارياب به او رسيدند . بعد از جنگ ظفر يافتند و به وقت تعاقب پولاديها به تركن رسيدند و اسب تركن فرومانده بود و از او فرود آمده به يك تير پولاد را پياده ساخته و تيرى انداخته به كلاه‌خودش رسيد و پولاد خود را به او رسانيده به قتلش آورد . برادر تركن نيز به دست امال سربدار كشته شد . سر هر دو را به درگاه رسانيدند . صاحبقران از جرئت تركن در تعجب بود كه او به اميد چه كس به اين دليرى اقدام نمود و اصلا مخالفت امرايى كه به جانب جته تعيين شده بود [ ند ] به خاطر شريفش نمىرسيد ، اما

--> ( 1 ) . اين سومين حملهء امير تيمور به خوارزم بود . ( 2 ) . روضة الصفا : امير سارى بوغا