قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4687
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر سوانح سنهء هفتصد و هفتاد و چهارم از هجرت [ موافق سال هفتصد و شصت و چهارم از رحلت خير البشر ] چون صاحبقران ، زنده حشم را نوازش نمود و به شبرغان فرستاد ، او به مقتضاى آنكه : خوى بد در طبيعتى كه نشست * نرود تا به وقت مرگ از دست بار ديگر سر از فرمان پيچيده با خانزاده ابو المعالى [ ترمذى ] كه آوازه انداخته بود كه « حضرت مصطفى و على مرتضى ، صلوات اللّه عليه و إله ، را در خواب ديدهام و به حكم ايشان تقويت دين مىكنم » اتفاق نمود و دست به غارت و تاراج برآورد ، ختاى بهادر و ارغونشاه را به دفع او فرستاد . زنده حشم سياهى ايشان ديده روى به گريز آورد و از آب گذشته پل را ويران كرد . لشكر شبرغان كه به تاخت رفته بود ، در اين وقت رسيده پل را خراب يافتند . لشكر منصور تيرباران كرده اكثرى را به قتل آوردند و جمعى خود را بر آب زده غرق شدند و زنده حشم به حصار شبرغان برآمد . امير جاكو به موجب حكم ، شبرغان را محاصره نمود . زمستان بر زنده حشم در حصار و بر امير جاكو در پاى قلعه گذشت . به وقت بهار زنده حشم ، امير جاكو را شفيع نموده به ملازمت حضرت آمد و گناهش به عفو مقرون شد و بيشتر از پيشتر نوازش يافت . و صاحبقران گيتىستان در اين سال عزيمت يورش مغولستان نمود و بعد از جمع كردن لشكرها به آن طرف روان شد و از سيحون عبور نموده اكثر ايل و الوس را به تصرف درآورد . كپك تيمور كه به آن حضرت سابقهء مودت داشت ، بدون ملازمت مشرف شد [ 463 ب ] و چون اين نيكو خدمتى از وى صادر شد به وقت مراجعت يرليغ حكومت آن ولايت به نام او