قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4683

تاريخ الفي ( فارسى )

« اگر شاه شجاع داعيهء مؤيّد داشت چه احتياج كه تو را با طبل و علم بفرستد ؟ مگر در آذربايجان و بغداد طبل و علم نديده‌اند ؟ ديگر آنكه در كتابت خود را برادر نوشته . اگر اندكى هم تواضعى مىرفت در بزرگى او چه نقصان مىيافت ؟ اكنون بنده دختر به برادر نمىدهم . » « 1 » و خواجه تاج الدين را طلب نمود و دختر خود را مصحوب او به حرم شاه محمود فرستاد . « 2 » و در مصر سنهء هفتصد و هفتاد و پنج ملك اشرف بالاستقلال حاكم بود . و در هندوستان فيروز شاه كما ينبغى ضبط آن ولايت نمود ، چنان كه از هيچ طرف منازعى نداشت .

--> ( 1 ) . روضة الصفا ( چاپ زرياب ، ص 753 ) : « ما دختر به برادر ( شاه شجاع ) نمىدهيم بلكه به چاكر ( محمود شاه ) مىدهيم . » ( 2 ) . و خواجه سلمان ساوجى سرود : آسمان ساخت در آفاق يكى سور ، چه سور * كه از آن سور شد اطراف ممالك مسرور خواجه تاج الحق و الدين محمد الحق * سعىها كرد در اين باب به غايت مشكور