قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4635
تاريخ الفي ( فارسى )
اسكندريه فرستاد و على ماردينى را حاكم شام كرد . و اين مرتبهء سيم است كه او حاكم شام شد . و بعد از آنكه خاطر از مهمات آنجا جمع نمود به مصر معاودت كرد و چون به مصر رسيد ، يلبغا به غايت اعتبار رسيده بود و منصور از امور ملك و مال چون نمىتوانست كه خبرى بگيرد به واسطهء دفع دلگيرى ، به صحبت زنان ميل نمود و به مقتضاى جوانى اكثر اوقات با ايشان صحبت مىگذرانيد . و يلبغا و ديگر امرا شروع در سخن گفتن در حق او نمودند كه « جنب مىآيد و بر تخت سلطنت مىنشيند و نماز نمىكند ؛ و در ميان زنان امرا درمىآيد و با ايشان مزاح و مطايبه مىكند . و با بعضى از زنان امرا نيز سروكارى دارد ؛ و بعضى از كنيزان را بر خرى سوار كرده خود نيز بر خرى سوار مىشود و در ميان سرابستان خود تردد مىكند . و از اين مقوله سخنان چندان گفته شد كه خاطر تمام امرا از وى متنفر شد و در مقام گرفتن او شدند . و اما احوال سلطان فيروز شاه هند آن است كه در اين سال لشكر به طرف تته كشيد و حاكم تته حصارى شد و بعد از چند روز به واسطهء مبلغى سلطان به طرف گجرات روان شد و در راه بسيار زحمت به لشكريان رسيد و نظام الملك را از گجرات دور كرده ظفر خان را حاكم گجرات نمود و بعد از بشكال كه علف پيدا شد ، باز به تته آمده حاكم تته ناچار شده به ملازمت آمد و سلطان او را همراه به دهلى آورد و تا سنهء هفتصد و هفتاد و سه [ هجرى ] سلطان فيروز شاه به عيش و عشرت و شكار گذرانيد .