قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4596

تاريخ الفي ( فارسى )

بر شكمش زد و به شمشير سرش را از تن جدا كرد . و اين واقعه به تاريخ جمعه بيست و ششم جمادى الأول سنهء هفتصد و پنجاه و هشت [ هجرى ] بود « 1 » . و امير شيخ حسن بزرگ در بغداد به تاريخ هفتصد و پنجاه و هفت به اجل طبيعى درگذشت و پسرش سلطان اويس به جاى پدر بر مسند سلطنت نشست و مملكت عراق عرب و ديار بكر را ضبط كرد . و امير ارتنا در اين سال در روم فوت شد . اين امير ارتنا به حكم سلطان ابو سعيد بر بعضى از بلاد روم حاكم بود و به وقت هرج و مرج اكثر آن ولايات را به تصرف درآورد و شيخ حسن بزرگ را متابعت مىنمود . و قراعثمان كه جد سلاطين روم است در ايّام او و بعد از فوت او بر بعضى از آن ولايت مستولى شد و ارتنا مدتى مديد به دولت و اقبال گذرانيد . و ملك اشرف در آذربايجان ظلم را به حدى رسانيد كه ديگر مردم را طاقت نماند و اكثر اعيان آن ولايت به ولايات دور دست رفتند . شيخ صدر الدين اردبيلى « 2 » به گيلان رفت و شيخ [ محمد ] كججى « 3 » به شيراز آمد ، و قاضى محى الدين بردعى « 4 » به الوس ازبك رفت و به وعظ مشهور شد . روزى در اثناى وعظ شرح [ 447 الف ] ظلم اشرف را به نوعى تقرير كرد كه جانى بيگ خان كه پادشاه آن الوس بود ، با تمام اهل مجلس در گريه شدند و مولانا فرصت يافته گفت كه « بر پادشاه واجب است كه با وجود قدرت ، بنده‌هاى خدا را از شر او خلاص كند . » و پادشاه حكم كرد كه در يك ماه چند تومان لشكر مرتب داشتند و عازم تبريز شد .

--> ( 1 ) . ابو اسحاق هنگام مرگ 37 سال داشت . در خصوص مراثى اهل شيراز پس از مرگ وى - مطلع السعدين ، ص 286 به بعد . ( 2 ) . متن : از دهلى . ( 3 ) . كجج قريه‌ايست در دو فرسخى جنوب شهر تبريز كه در بين عوام به قريهء كرجان معروف است كه هندوانه‌هاى ديمى كوچك شيرين دارد . قبر خواجه محمد به نزديك همين دهكده در يك مقبرهء مخروبه كه مدفن جماعتى از اعيان و مشايخ كججان است قرار دارد . شيخ محمد به دقت اشارات و لطف معانى و قوّت كلام معروف بود . ( 4 ) . قاضى محيى الدين يكى از علما و وعاظ مشهور تبريز بود . - ذيل جامع التواريخ ، ص 184 ؛ مينورسكى ، تاريخ تبريز ، ترجمه عبد العلى كارنگ ، ص 26 .