قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4583
تاريخ الفي ( فارسى )
و سلطان ، طنيرق « 1 » نيابت حمات داده و ايتمش ناصرى نيابت طرابلس و امير ارغون كابلى نيابت حلب يافت [ ند ] و على داور بر حكومت شام مقرّر شد . و سلطان به مصر معاودت نمود . و در يازدهم شوّال به مصر بازآمد و شهر را آيين بستند و سلطان جميع امرا را كه در اين سفر در خدمت بودند خلعت داد و به وقت پوشانيدن خلعت ، علم الدين عبد الله وزير خلعت امير صرغتمش را غلط كرده خلعت ديگرى از امرا را كه لايق او نبود نزد او آورد . چون صرغتمش نظر به آن خلعت نمود در خاطر از وزير آزردگى داشت و بهانه طلب بود ، از جاى خود برخاست و بوقچه را نزد امير شيخون آورد و گفت كه « عمل وزير را نسبت به من ملاحظه كنيد . » شيخون گفت كه « غلط شده باشد . » صرغتمش از اين اعراض آنچنان غضبناك از نزد شيخون برخاست كه شيخون متوهم شد و گفت كه « من تحمّل خوارى نمىتوانم كرد . البتّه او را بايد گرفت . » [ 445 ب ] چون صرغتمش بيرون رفت ، وزير از در درآمد . چون چشم شيخون بر وزير افتاد ، حكم كرد كه او را گرفته نزد صرغتمش بردند . صرغتمش او را در خانه [ اى ] تاريك محبوس كرد و جميع مردمش را گرفته ، جميع آنچه در ايام وزارت اندوخته بود به تاراج داد . و او در حبس مرد و وزارت بر موفق الدين بستر الله « 2 » مقرّر شد . هرگاه كه ايشان با پادشاهان خود چنين كه نوشتهاند سلوك مىكردند ، چه عجب اگر وزير را به اين قدر گناه هلاك كنند . و هم در اين سال بيبغاارس و همراهان او به دست افتاده كشته شدند . و سلطان فيروز شاه هند ، در اين سال اوقات به عيش و عشرت گذرانيد و در سيم ماه جمادى الأول شاهزاده محمد خان متولد شد . طوى در غايت عظمت كردند .
--> ( 1 ) . متن : طرودا . ( 2 ) . م : بسر الله .