قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4261

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال ششصد و هشتاد و پنجم « 1 » از رحلت خير البشر كه موافق سنهء ششصد و نود و پنجم از هجرت آن سرور است ، عليه و آله التحيّة من الملك الأكبر . پادشاهىبخش پادشاهان ، قادرى است كه مختار و داناى هر نهان و آشكار و سازندهء هر امر به سزاواران كار . عدالت و قدرت مطلق علت تامّهء احقاق حق است ، و ذات هر دولت يافته مفهوم شايستگى را با صدق خير محض بهتر گزين ( و برگزيدهء او شايستهء آفرين است . استعداد برگزيدگى او عطيه [ اى ] كم ، نه ؛ و صاحب اين عطيه را ديگر هيچ غم ، نه . اعطاى ) « 2 » دولت عظمى نشانهء برگزيدن و اين سخن در خور گفتن « 3 » و شنودن به ؛ سرمايه‌داران دولت دنيا و آخرت ارزان مىفروشند و در حصول مقاصدش قضا و قدر مىكوشند . در دوستىشان هرچه مىخواهند هست و دشمن‌شان را خاك بر سر و باد بر دست . تمهيد اين مقدمه را سبب تعلق ارادهء مسبب الأسباب است به تربيت مقدمات اسباب نتيجهء [ 378 الف ] سلطنت و جهاندارى غازان خان از رفع دوستان دشمن شده مانند گيخاتو و بايدو خان و جمع دشمنان دوست شده مثل امير نوروز و طغاچار . چون خاطر مبارك غازان خان به دفع معاندان آسايش گرفت ، در دور اوّل اين سال ، طغاچار نويان را به امارت روم بىتبع و لشكر نامزد فرموده فرستاد ؛ « 4 » و امر مولاى « 5 » را به امارت ديار بكر و ديار ربيعه فرستاد ؛ و نيكو بندگىهاى امير نوروز را به حسن مكافات مقرون ساخته وزارت تمام ممالك محروسه ضميمهء امارت او شد ؛ و حكم شد كه در تبريز تمامى مصالح رعيت و سپاهى را سرانجام

--> ( 1 ) . م ، ش : ششصد و نود و پنجم . ( 2 ) . ش : مطلب بين ( ) را ندارد . ( 3 ) . ش : خود گفتن . ( 4 ) . صاحب جامع التواريخ در مورد اعزام وى به روم مىنويسد : « . . . او مردى سريع الانقلاب بود و صلاح در آن كه از حضرت دور باشد . » - چاپ دكتر محمّد روشن ، ج 2 ، ص 1261 . ( 5 ) . متن : امير فولاد .