قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4537

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر [ وقايع ] سنهء سبع و اربعين و سبعمائه هجرى [ موافق وقايع سال هفتصد و سى و هفتم از رحلت خير البشر ] امير قزغن در اين سال با قزان سلطان جنگ كرده ظفر يافت ، و قزان سلطان در معركه به قتل آمد . و بعد از فتح ، امير قزغن حكم كرد كه كسى گريختگان را تعاقب نكند و چون مجموع از يك الوسيم . و بعد از او مملكتش را به حال آبادانى باز آورد ، و دانشمند اوغلى را از نسل اوگتاى خان به خانى برگيرند « 1 » امير قزغن اميرى عادل عاقل بود ، و در ايام او اهالى ماوراء النهر به رفاهيت گذرانيدند . و در ايران امير شيخ كه به واسطهء كشته شدن صاين قاضى در پيچ و تاب بود ، لشكر بر سر كرمان آورد . و امير مبارز الدين در قلعهء كرمان درآمده آمادهء قلعه‌دارى شد ، و شيرازيان به پاى قلعه درآمده در روز اول جنگ شد . ابو بكر اختاجى كه سردار صاحب وجود شيرازيان بود ، به قتل آمد و چند روز پىدرپى جنگ شده شيرازيان به تنگ آمدند و طلب صلح نمودند . آن نيز سودى نكرد . از راه يزد برگشته متوجه فارس شد ، و در مهريجرد باغى كه امير مبارز ساخته بود و عمارات عالى در آن بود ويران كرده درگذشت . و هزارهء اوغانى و جرمانى چون فرصت يافتند ، ايشان نيز خرابى بسيار كردند و خبر تفرقهء لشكر امير مبارز به ايشان رسيده در خاطر قرار دادند كه در صحرا به امير مبارز رسند . وى از غايت غرور بىالتفاتانه بر سر ايشان روان شد و چشم از آنكه « دشمن نتوان حقير و بيچاره

--> ( 1 ) . متن مغشوش است . مراد اين است كه امير قزغن پس از غلبه بر قزان سلطان به خاطر هم‌نژاد بودن ، منع تعقيب لشكريان وى را صادر كرد و پس از آبادانى مملكت وى ، دانشمند اوغلى را به خانى برداشت .