قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4258
تاريخ الفي ( فارسى )
نصب كتبغا اقدام نمودند و كتبغا قدم بر مسند سلطنت نهاده در احسان بر وضيع و شريف گشاد . كتبغا در اصل از قوم تاتار است كه در جنگ مصر با هلاكو خانيان به دست ملك منصور قلاوون اسير شده بود و با ارباب سلطنت مؤدّب گشته ، رفتهرفته داخل امراى بزرگ مصر شد تا آنكه ملك اشرف را امرا كشته ، ملك ناصر را به حكومت برداشتند ؛ و كتبغا در اين فترت صاحب اختيار ملك و مال گشته بالاخره قدم بر مسند سلطنت نهاد . و از غرايب امور آنكه در وقتى كه هلاكو خان در مقام تسخير مصر درآمد ، به خواجه نصير الدين طوسى فرمود كه اسامى امرا را همگى به نظر احتياط درآورد . هركدام كه به حسب اوضاع كواكب حكومت مصر را لايق باشد به اين خدمت تعيين يابد . خواجه نصير الدين بعد از انديشهء تمام حروف ، اسم كتبغا را استخراج كرده به نظر هلاكو خان درآورد . كتبغانامى كه داماد هلاكو خان بود به اين خدمت مأمور شد و به جنگ مصريان رفت ؛ و در حمص هزيمت يافته به قتل رسيد . هلاكو خان و امرا بر غلط خواجه متيقّن شدند ، و حال آنكه اين كتبغا در آن لشكر بود و به دست ملك منصور گرفتار آمد و به حسب تقدير بر ملك مصر مستولى گرديد . گويند چون خبر سلطنت كتبغا ( در اوان سلطانى غازان خان ) « 1 » به مولانا قطب الدين شيرازى كه شاگرد رشيد خواجه بود رسيد ، نزد غازان خان رفته « 2 » به عرض رسانيد كه « نسبت غلطى كه به استاد در ايام هلاكو خان داده شد تعيين اسم كتبغا ، الحمد للّه كه حيات چندان باقى بود كه حقيقت آن به رأى العين مشاهده شد . » و غازان خان منظور داشتن حقوق استادى را از مولانا قطب الدين مستحسن داشته او را عنايتها نمود و دانش خواجه به ابلغ وجوه بر عالميان ظاهر شد . و هم در اين سال در ملك مصر قحطى و طاعون عظيم پيدا شد و از آنجا به بلاد شام نيز سرايت كرد ؛ و قيمت غلّه كه يك دينار بود ، يك صد و شصت دينار شد . و در قاهره به عرض يك ماه هفده هزار و پانصد كس از مردمى كه اسامى ايشان در ديوان مثبت بود فوت شد و عدد مردمى كه ضبطى نداشت ، غير علّام الغيوب كس ندانست ؛ و اكثر مردم مصر جلاى وطن اختيار كردند . و كتبغا در اين سال با جميع اهل و عيال عازم حج شده ، اموال بسيار به مردم مكه و مدينه بذل كرد . و در اين سال شريف مكه ابونى سعد حسنى بود ؛ و حاكم مدينه عز الدين جماد حسنى ؛ و صاحب يمن ممهد الدين عمر ؛ و والى حمات و نواحى ملك مظفر تقى الدين ؛ و سلطان روم
--> ( 1 ) . م ، ش : ( در ايران زمين ) . ( 2 ) . م ، ش : در زمان غازان خان نزد غازان خان رفته .