قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4521
تاريخ الفي ( فارسى )
تبت رفت . كردتاديوى به مكر و حيله لشكر را از اچل جدا كرده او را در كشمير طلبيد و در زندان انداخت . راجه از تبت آمد و اول شمس الدين را با پسران وكيل مطلق العنان كرد ، و در آخر حال از ايشان متوهم شده از آمدن به در خانه منع نمود . و شمس الدين را غير از جمشيد و عليشير دو پسر ديگر هم بودند : شراشك و هندال نام . و اين برادران تسلطى تمام داشته صاحب داعيه بودند . به هر بهانه امراى راجه را آزار رسانيده مملكت را از خود ساختند ، چنانچه از ولايت غير از سرىنگر بر راجه و خاله باقى همه در تصرف شمس الدين و پسرانش بود . و قوم و قبيلهء ايشان روزبهروز زياده مىشد ، و ظاهرا خلايق مطيع او شدند و اولادان او جميع سرداران ملك را از خود ساختند و بعضى را كه سركش بودند از پا افكندند ، و با قومى ديگر خويشى كرده خاطر از عداوت آن طايفه جمع نمودند . و كار راجه وادن ديو هر روز در تنزل بود تا آنكه در سنهء هفتصد و چهل و سه درگذشت . مدت حكومت او يازده سال و دو ماه و دو روز بود . بعد از او زنش ، كرتاديوى نام به حكومت نشست . ميان او و شمس الدين به خصومت رسيد . آخر شمس الدين كرتاديوى را به عقد خويش درآورد . يك شب با او بود و روز ديگر او را بند كرد و سلطنت را به نام خود كرد . مدت حكومت كرتاديوى چهار ماه و نيم بود . و بعد از وى شمس الدين بن طاهرال به سلطنت كشمير رسيد . اول پادشاهان مسلمان در كشمير اين است . احوال او بعد از اين مذكور شود ، ان شاء اللّه تعالى .