قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4256

تاريخ الفي ( فارسى )

بلغان خاتون و ديگر خاتونان از طرف خراسان ، و نوروز و قتلغشاه از صوب نخجوان رسيده به اردو ملحق شدند ؛ و امير نوروز به حكم غازانى امراى بايدو « 1 » را كه گناهكار بودند حاضر آورده سخن پرسيدند و به قصاص خون آق‌بوقا به ياسا رسانيده ، شفاعت شفيعان سودى نكرد . و چيچاك « 2 » را چوب زدند و امير نورين « 3 » را با لشكرى به خراسان نامزد فرمود و باز به تبريز درآمد . و در اين سال حكومت مصر و شام تعلّق به ملك ناصر محمد بن قلاوون داشت ؛ و او نهم كس است از ملوك ترك كه در ديار مصر و شام حاكم شده‌اند . چون برادر او ، ملك اشرف بر دست بايدو نامى از امرا كشته شد ، در محرّم سنهء ششصد و نود و سه امرا بر سلطنت ناصر اتفاق نمودند ؛ « 4 » و چون وى خردسال بود كتبغا « 5 » نامى از امرا به نيابت او در كمال استقلال در امور ملك و مال دخل نموده ، و اين معنى بر خاطر ديگر اتراك گران آمده ، شجاعى كه يكى از اعيان امراى اتراك بود ، همّت به قتل او گماشت . « 6 » و اين معنى به وساطت يكى از امراى شجاعى كه موسوم به قنق بود معلوم كتبغا شد . و تفصيل اين اجمال آنكه قنق يكى از مغولان لشكر اولاد چنگيز خان بود ، به حسب اتفاق مهاجرت اختيار كرده ، در زمان ملك طاهر به مصر افتاد ؛ و او را در مصر دوازده پسر صاحب جمال و مناصب ، واهب منّان ارزانى داشت . شش پسر در خدمت ملك اشرف و پنج پسر در خدمت شجاعى مىبودند و يك پسر خدمت پدر را متعهد بود . به واسطهء نيكوبندگى فرزندان ، قنق از محرمان شجاعى شد . چون بر پسر مذكور اطلاعى يافت مطيع ساخت و كتبغا در مقام حفظ نفس شده جمعى از امرا را كه با شجاعى چندان صفايى نداشتند از اين معنى اطلاع داد ؛ و به تاريخ دوازدهم صفر سنهء مذكور كتبغا به بازارى كه در مصر به « سوق الخير » موسوم است ، مىگذشت كه از قلعه بندوقدار نام شخصى كه از اعيان اتراك بود بر سر راه كتبغا آمده از زبان شجاعى پيغام رسانيد كه « لاچين منصورى كه از جمله امراى اتراك بود در وقت كشته شدن ملك اشرف مختفى شده ، شنيده مىشود كه نزد تو است . او را حاضر گردان . » كتبغا

--> ( 1 ) . قنجقبال و چيچك - جامع التواريخ . ( 2 ) متن : صحاك . ( 3 ) . متن : بورين . ( 4 ) . اما به زودى بر دست كتبغا از سلطنت بر كنار شد و در قلعه‌اى منزوى گرديد . اين انزوا تا يازدهم ربيع الآخر سال 698 يعنى روز قتل ملك منصور لاچين طول كشيد . دوران دوم سلطنت ملك ناصر تا سال 708 ه . ادامه يافت . پس از اينكه در سال مذكور ، ملك مظفر ركن الدين بيبرس جوشنگير ( چاشنگير ) سلطنت را به دست گرفت ، باز وى سالى از فرمانروايى بر كنار ماند ، تا اينكه در سال 709 ه براى بار سوم سلطنت يافت و اين بار دوران سلطنتش تا 741 ه به طول انجاميد . - لين پول ، طبقات سلاطين ، ص 71 . ( 5 ) . كتبغا ، سردار معروف هولاگو خان است كه كيش عيسوى داشت و فرمانده پيش قراولان هولاگو در حمله به ايران بود . وى در كليهء جنگ‌هاى مخدوم خويش در قهستان با اسماعيليه و تصرّف بغداد و حمله به شام شركت داشت و در دمشق بسيارى از مساجد شهر را به كليسا تبديل كرد . ( 6 ) . ق : قتل او را پيش نهاد همت ساخت .