قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4491
تاريخ الفي ( فارسى )
على و مظفر . اگرچه مظفر به حسب سن از برادران خردتر بود ، اما بزرگى به عقل است نه به سال . هميشه بر برادران تفوق مىجست . چون اتابك علاء الدوله فوت شد ، يوسف شاه پسرش قائم مقام پدر شد . هر سه برادر نوكر او شده از وى تربيت يافتند . تا آنكه اتابك مظفر را به دفع جمعى از راهزنان تعيين نمود . ايشان را تعاقب نموده به دامن كوهى رفيع درآورده ، پياده شد و به نفس خود بر كوه برآمد و سه چهار كس از ايشان را به قتل آورد . بقيه امان طلبيده ، آثار شجاعت از وى در اين خدمت بسيار ظاهر شد . و چون اتابك يوسف شاه به واسطهء قتل ايلچيان ارغون به سجستان گريخت ، امير مظفر عزيمت اردوى ارغونشاه كرد . « 1 » صورت و سيرت او مقبول خان افتاده نوازش يافت و اسب و خلعت خاص و منصب يساولى « 2 » يافت . و چون سلطنت به غازان خان رسيد ، مظفر را قشون و طبل و علم و كارد و كمان عنايت فرمود . و در سنهء هفتصد [ هجرى ] محمد بن مظفر متولد شد . بعد از غازان خان ، اولجايتو سلطان حكومت حدود كردستان تا كرمانشاهان و راههاى ابرقوه و مرو و هرات را علاوهء منصب سابق امير مظفر گردانيد . و به وقت فتح گيلان امير مظفر را به واسطهء اعتمادى كه بر شجاعت او داشت در قول « 3 » نزد خود نگاه داشته بود . و ايالت ميبد نيز به او عنايت شد . و امير مظفر بعضى اوقات در اردو و بعضى اوقات در ميبد مىبود . تا آنكه در ايام نقاهت مرض دشمنى سقمونيا « 4 » به خوردش داده ، بدان جهت از پا درآمده در مدرسهء ميبد - كه خود ساخته بود - مدفون شد . و امير مبارز الدين محمد كه ارشد اولادش بود ، « 5 » با وجود خردسالى به اردو رفته منصب پدر را يافت و چهار سال ملازم درگاه بود . بعد از فوت اولجايتو سلطان به يزد آمد . تمام مردم يزد را به انعام و احسان معتقد خود ساخت . سيد عضد الدين يزدى كه حاكم و شحنهء فارس بود ، چون در يزد حاكمى نديد ، خواست كه به يزد آمده امور ملك و مال را از پيش خود گيرد . چون به در قلعهء يزد رسيد ، امير مبارز الدين محمد او را از درآمدن به يزد مانع شد و به استقبال
--> ( 1 ) . به تصريح ميرخوند ، امير مظفر در عزيمت اتابك به سيستان همراه وى بود . ولى چون مفسدان ميان او و اتابك را بر هم زدند ، او به كرمان رفت و سلطان جلال الدين سيورغتمش دربارهء او احسان كرد . پس از آن عازم اردوى ارغون شد . - روضة الصفا ، چاپ زرياب ، ص 734 . ( 2 ) . يساول : مأمور تشريفات . يساول صحبت : رئيس تشريفات . ( 3 ) . قول : قلب سپاه . ( 4 ) . سقمونيا : به لغت يونانى دوايى است كه آن را محموده مىگويند و آن عصارهاى باشد به غايت تلخ و مسهل . - لغتنامهء دهخدا . ( 5 ) . به غير از محمد ، دخترى نيز از امير مظفر باقى ماند كه زن برادرزادهاش امير بدر الدين ابو بكر بود ، و از ايشان شاه سلطان و امير حاجى و امير مبارز متولد شد .