قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4461
تاريخ الفي ( فارسى )
سوانح سنهء احدى و ثلثين و سبعمائه هجرى [ موافق سال هفتصد و بيست و يكم از رحلت خير البشر « 1 » ] سلطان ابو سعيد بهادر خان به جهت بهتانى كه بر بغداد خاتون به محبت شوهر سابق كرده بودند ، خاطر بر خاتون مذكور گران كرده او را از نظر انداخت و در مقام قتل امير شيخ حسن شد . آخر به شفاعت مادر امير مذكور كه عمّهء سلطان بود از خون او درگذشت و در قلعهء كماخ « 2 » او را دربند كرد . بعد از تحقيق چون بىگناهى بغداد خاتون ظاهر شد ، ديگرباره قدم بر مسند عزت نهاده صاحب اختيار ملك و مال شد . و آن جماعت كه اين تهمت كرده بودند ، حسب الحكم به قتل رسيدند . و امير غياث الدين محمد وزير با خاتون متفق شدند و مدتى حكومت ايران بر اين هر دو بود و تمامت اركان دولت بىاختيار بودند . و در [ 419 ب ] همين سال امير دولتشاه به امارت روم رفت ، و در راه مريض شده و به روم رسيده درگذشت . و ملك ناصر در اين سال به شكار رفته در آنجا خبر فوت ارغون ، حاكم حلب شنيد و حكومت حلب را بعد از مراجعت از حلب به امير طينغاصانچى « 3 » داد .
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . ق : كماج ؛ م ، ش : كماح . قلعهاى واقع در كران غربى رود فرات . امروز به صورت « كماح » تلفظ مىشود . ( 3 ) . ش : طيغاصانجى .