قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4457

تاريخ الفي ( فارسى )

خواجه از راه ديگر به دولتخانه درآمد و به عرض پادشاه رسانيد كه « نارين‌طغاى بندهء قديم است و اميدوارى پايبوس دارد . » پادشاه از نيك نفسى وزير تعجب كرد و گفت كه « مىدانى كه او در حق تو چه انديشه دارد . » خواجه عرضه داشت نمود كه « من بندهء پادشاهم . اگر كسى فكر خطايى دارد هم به او خواهد گشت . « 1 » » پادشاه حكم گرفتن نارين طغاى كرد . اين خبر به او رسيد . با چند نوكر گريخت . سلطان ، آغا لؤلؤ را از عقب او فرستاد . نارين طغاى در يك شبانه‌روز به حدود رى رفت . خواجه لؤلؤ او را نيافته بازگشت . نارى طغاى گرسنه و خسته و چهار پاى از كار رفته ، در دره‌اى پنهان شد و نوكرى را به جهت آوردن طعام فرستاد . در خانهء جمعى مغول كه بر سر راه يورت داشتند آمد . آن جماعت چون او را مضطرب ديدند ، به فراست يافتند كه بىعلتى نيست . از وى به زخم چوب اقرار كشيدند و چون بلاى ناگهانى بر سر نارين طغاى ريخته او را دستگير كردند . به حسب اتفاق ايلچى درگاه همان روز رسيد و يرليغ سلطانى را رسانيد كه هرجا كه نارين طغاى را بيابند ، بسته به درگاه فرستند . سردار آن جماعت كه آيتماس « 2 » نام داشت ، به سه روز او را به سلطانيه آورد . در روز فرار نارين طغاى ، كس به گرفتن تاشتيمور فرستادند . او را نيز گرفته آوردند . هر دو را در روز عيد رمضان همين سال در سلطانيه به قتل آوردند . سر ايشان را به حكم بغداد خاتون به جاى سر دمشق خواجه از كنگرهء قلعهء سلطانيه بياويختند « 3 » . شعر : بدانديش هم در سر شر شود * چو كژدم كه با خانه كمتر شود « 4 » و جمعى كثير كه با ايشان متفق بودند مثل امير على پادشاه و مصر خواجه و نيك‌روز پسر امير نورين اگرچه به قتل نرسيدند ، اما از نظر سلطان افتادند . و در اين سال ملك ناصر حكم كرد كه در تمام قلمرو او از غلام ترك كسى به غير سپاهى نخرد و هيچ صنعتى به غير سپاهيگرى به ايشان نياموزند ؛ و هركس كه غلامى ترك داشته باشد به سپاهيان بفروشد ، و اگر بعد از اين نزد غيرى از سپاهى غلام سياه ديده خواهد شد ، صاحبش را ملامت نكند ، مگر نفس خود را .

--> ( 1 ) . م : به خودش بازگرديد . ( 2 ) . ق : انتماس ؛ ش : ايماس ؛ روضة الصفا : ايتماس ؛ مطلع السعدين : حاجى آيتماس . ( 3 ) . با اعدام نارين طغاى و همدستش تاشتيمور ( شوّال 729 ه ) آخرين خطر جدّيى كه قدرت ابو سعيد را تهديد مىكرد ، خاتمه يافت . ( 4 ) . م ، ش : اين مصرع را ندارد .