قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4250

تاريخ الفي ( فارسى )

و قلّت دوست هميشه متفكر مىبود . امير نوروز و خواجه رشيد هميشه سخنان دليرانه به موقف عرض مىرسانيدند و امير نوروز در مجالس به امرا و لشكريان مىگفت كه « از كنار آب آمويه مىرسيم ، و اندك مايه راهى نيامده‌ايم كه بازگرديم ؛ و همه كس را اگر كشته نشوند ، مىبايد كه مرد . پس سعى در آنكه هر يك امير ولايتى و حاكم ناحيتى شويم مىبايد كرد . اگر شود فهو المراد و الّا « مرا نام بايد كه تن مرگ راست . » و در پنجم سنهء مذكور اتفاق تقابل افتاد ؛ و هنوز صفوف جوانب راست نشده بود كه امير قتلغشاه از طرف غازان خان بر فوج برابر خود كه توكال « 1 » و ايلدار بودند تاخته به يك حمله جمعيت ايشان را از هم ريخت ؛ و ايلدر با دويست نفر بر خاك هلاك افتادند . بايدو خان كه به كثرت لشكر خود مغرور بود ، اندكى از آن پايه فرود آمده در صلح زد و به غازان خان پيغام داد كه « قاعدهء مؤاخات و مؤالات هميشه از جانبين صفت استحكام داشته ، مرا با مال و ملك بر شما مضايقت نيست و تضييع ايل و الوس به هيچ فايده مقرون نه . مناسب آن است كه بر وجهى كه رضاى طرفين در آن باشد مصالحه نموده شود . » غازان خان را به واسطهء قلّت سپاه خود ، به مصالحه راغب شده مقرّر شد كه هر دو پادشاه در موعد و وعده‌گاه مقرّر اندك‌مايه مردم يكديگر را ملاقات كنند و به موجب قرارداد ، ديده به ديدار هم روشن ساخته ، غازان خان التماس فارس و عراق و كرمان كرد ، و بايدو خان سر رضا جنبانيده ، بر آن قرارداد كه فردا يكديگر را طوى دهند و مراجعت نمودند . و در اين شب بايدو خان را كمك بسيار از هر طرف رسيد ؛ و امراى بايدو تحريك نقض عهد را از حدّ بردند ؛ چندانكه فى الجمله خاطر بايدو خان هم متغير شد . غازان خان از شنيدن رسيدن كمك متوحّش شده عزيمت معاودت بىملاقات يكديگر مصمّم نموده . در صباح همين روز بايدو خان پسر خود قپچاق را فرستاده كه غازان خان را كاسه داشته به عرض رساند كه « اگر شاهزاده قبل از طوى مراجعت نمايد در خاطر دوست و دشمن افتد كه مگر هنوز منازعت باقى است . يك دو روز از صبح تا شام با يكديگر گذرانيدن مغتنم و بهتر و به همه وجه خوب است . » غازان خان به حسب ظاهر قبول نمود و قپچاق را بازگردانيد و امراى خود را به جهت كنكاش جمع كرد . هيچ‌كس ملاقات را صلاح نديد ؛ و در آن مجلس يك بار ديگر امراى غازانى عهد و پيمان در ميان آوردند كه مادام الحياتى بىاتفاقى صلاح نكنند . مغولان به كاسهء زرّين و مسلمانان به قرآن مجيد سوگند خوردند . و ديگر باره در اين مجلس امير نوروز شرط اسلام بر

--> ( 1 ) . خيمه ، خانوار .