قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4439
تاريخ الفي ( فارسى )
سوانح سنهء ستّ و عشرين و سبعمائه هجرى « 1 » [ موافق سال هفتصد و شانزدهم از رحلت خير البشر « 2 » ] چون امير چوپان تغيير مزاجى نسبت به خود و فرزندان خود از سلطان ابو سعيد به شكايت صاين وزير ادراك نمود ، با خود مخمّر ساخت كه از سلطان رخصت خراسان حاصل نموده وزير را نيز با خود ببرد و در آنجا به هر طريق كه داند در دفع او قيام نمايد . و اين معنى را به عرض سلطان رسانيد كه « در خراسان اميرى معتبر نيست . اگر شهزادگان الوس جغتاى را مخالفتى در خاطر گذرد ، كه علاج تواند كرد ؟ و در اين ولا به اراجيف شنيده مىشود كه سلطان ماوراء النهر قصد خراسان دارد و وقت رفع محصول و ضبط اموال آن ولايت است . » سلطان در جواب گفت كه آنچه موافق صلاح دولت است به فعل مىبايد آورد . و امير چوپان اكثر امراى معتبر را مثل امير على پادشاه ، خال سلطان ، امير اكرنج و امير ايسن قتلغ و امير محمد بيگ و صاين وزير را همراه خود ساخته از بغداد عازم خراسان شد . چون به آن ولايت رسيد ، عمال به شهرها فرستاد و خود به هرات آمد . ايلچيان قاآن از تركستان رسيده خلعت و منشور امارت به جهت چوپان آوردند . او در عوض پيشكش بىنهايت به قاآن فرستاد و پسر بزرگ خود ، امير حسن را با لشكرى بسيار به جانب غزنين و قندهار كه ترمشيرين خان در آن حدود بود فرستاد . ترمشيرين خان نيز فوجى از لشكر به مدافعه و مقابلهء او فرستاد . در حدود غزنين به هم رسيدند . امير حسن غالب آمده در حدود غزنين خرابى بسيار كرد ، چنانچه
--> ( 1 ) . م ، ش : وقايع سال هفتصد و بيست و شش از رحلت . ( 2 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر .