قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4431
تاريخ الفي ( فارسى )
وجه احسن با سپاهى و رعيت سلوك كرد . بعد از فوت او سلطنت بر ترمشيرين خان « 1 » منتقل شد . ترمشيرين خان به جميع صفات حسنه آراسته ، از تمامى سيّئات پيراسته بود . عدالت كسرى و شجاعت رستم با هم جمع داشت . بعد از ضبط ايل و الوس با لشكرى افزون از اقطار و امطار و اوراق اشجار به قصد تسخير هندوستان روان شد . تا به دروازهء دهلى تاخته ظاهر شهر را معسكر ظفر اثر نمود . چون در آن زمان سلطان محمد تغلق در ولايت دكن بود و در دهلى كسى كه قوّت جنگ با ترمشيرين خان داشته باشد نبود ، والى آنجا بالضروره در مقام عجز و نياز درآمده بدانچه در دسترس داشت عرض و ناموس را بازخريده ، ترمشيرين خان مظفر و منصور با خزاين و نفايس هندوستان از ظاهر شهر كوچ كرده عزيمت تاخت گجرات نمود . آن ولايت را نيز تاخته سالما غانما به الوس خود بازگشت و خاطرش مايل به دين اسلام شده متقلد مسلمانى شد . « 2 » برادرش توران بن و قداتيمور بن دوآ خان كه بر دين آبا و اجداد بود بر وى خروج كرده در حوالى كش « 3 » در جنگ سلطانى ترمشيرين خان كشته شد و توران قدم بر مسند سلطنت نهاد . اگرچه چندان تمكينى در فرماندهى نيافت اما بسيارى از پادشاهزادگان و امراى بزرگ الوس جغتاى را به غدر و مكر هلاك نمود . مثل دوزخى پسر ايلچيگداى خان و اتابك و امير جلود و غيرهم . بعد از او سلطنت آن الوس به جنگتو خان پسر ابوگاناغول بن دوآ خان مسلم شد و به اندك وقتى درگذشت . برادرش ييسون تيمور خان پادشاه شد . على سلطان نامى از نسل اوگتاى قاآن بر وى خروج كرد . به ناحق پاى تقلب بر تخت سلطنت نهاد و خزاين خانان جغتاى را به باد داد . عهدنامهء قيل و قاچولى كه به توقيع ترمشيرين خان موشح بود و چنگيز خان و قراچو نويان بعد از تجديد عهد بر آن خط نهاده بودند ، او ضايع كرد . بعد از وى محمد بن پولاداغول بن نحبك خان بن دوآ خان پادشاه الوس شد . هر خللى كه از على سلطان در ايل و الوس واقع شده بود ، تلافى و تدارك كرد و بر جراحت ستمديدگان الوس جغتاى خان مرهم نهاده حسب المقدور [ 414 ب ] در استمالت خاطر اصاغر و اكابر سعى نمود و در سنهء هفتصد و سى و سه [ هجرى ] عالم فانى را بدرود كرده ، قزان سلطان خان بن ييسور در ماوراء النهر بر تخت خانى
--> ( 1 ) . به صورتهاى گونهگون از جمله : ترمه شيرين خان ، برمشرين خان ، تشرين خان آمده است . از روى متن مصحح و مهذب روضة الصفاى مرحوم زرياب خويى تصحيح شد . - ج 5 ، ص 888 . ( 2 ) . منتخب التواريخ ( ج 1 ، ص 215 ) : « از لاهور ، سامانه ، اندرى تا حدّ بداؤن به قتل و اسر گرفت و چون عساكر منصورهء اسلام بر سر او رسيدند همچنان بازگشت . سلطان تا حدّ كلانور تعاقب او نموده ، شكست و ريخت آن حصار را به عهدهء مجير الدين ابورجا باز گذاشته بر سمت دهلى بازگشتند . » ( 3 ) . شهرى در نواحى جرجان .