قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4415

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء تسع عشر و سبعمائه هجرى « 1 » [ موافق سال هفتصد و نهم از رحلت خير البشر ] « 2 » در اين سال كپك خان ، حاكم الوس جغتاى خان كس نزد امير حسين حاكم خراسان فرستاد كه « ما برادر خود را با جمعى كثير به دفع ييسور نامزد كرده‌ايم ، شما نيز از آن طرف به دفع او متوجه شويد كه شرّ او هم از ولايت ما و هم از الگاى شما مدفوع شود . » امير حسين خود اين معنى را فوزى عظيم دانسته در مقام استعداد لشكر شد . اما چون شهزاده ييسور متوجه تسخير هرات شد ، در ربيع الأول اين سال ظاهر هرات را محل نزول لشكر خود نمود و كس نزد ملك غياث الدين فرستاده او را به ايلى دعوت نمود . اما ملك مردى روزگار ديدهء كارآزموده بود مطلقا به صلح تن درنداد . هر روزى لشكر از شهر بيرون مىفرستاد و بين الجانبين هجده روز جنگ‌هاى عظيم شد و از طرفين جمعى كثير به قتل آمدند . شهزاده ييسور چون دانست كه ايشان آسان فتح هرات نمىتوانند كرد به تخريب عمارات و ويران كردن باغات فرمان داد . امرا كس نزد ملك غياث الدين فرستادند كه « اگر ملك ، خاتون بوجاى را كه در بادغيس است به دست افتاده يا محقر اسبابى به دست افتد ، ما ييسور را نگذاريم كه غلات پايمال شود . » « 3 » ملك گفت كه « هفت سال است كه ملخ غلهء اين ولايت را ضرر مىرساند ، گيرم كه امسال هم ملخ آمده باشد . » امرا اين آرزو نيز در دل مانده از ظاهر هرات به اتفاق شهزاده ييسور برخاسته به جانب گرمسير رفتند .

--> ( 1 ) . م ، ش : وقايع سال هفتصد و بيستم از رحلت . ( 2 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 3 ) . خلاصهء پيام امرا به ملك غياث الدين اين بود كه « اگر ملك بعضى از درخواست‌هاى ييسور را با مختصر هديه‌اى بفرستد ، او را از خورانيدن غله‌هاى اطراف هرات بازخواهند داشت . »