قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4373
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء اثنى عشر و سبعمائه از هجرت « 1 » [ موافق سال هفتصد و دوم از رحلت خير البشر ] در اين سال قراسنقر ، امير حلب و افرم ، امير شام از سلطان مصر و شام روگردان شده به ملازمت اولجايتو آمده اعزاز تمام يافتند . قراسنقر « 2 » به آقسنقر « 3 » ملقب شد و حكم شد كه جميع لشكر ايران ، يراق خود ترتيب نمايند ، به جهت يورش مصر و شام . و در اوايل جمادى الآخر سنهء مذكور اولجايتو سلطان از دار الملك سلطانيه به عزيمت ديار شام حركت كرد . پاى قلعهء رحبه آمده آن قلعه را محاصره كرد . بعد از تضييق محصوران ، كوتوال قلعه به زينهار درآمده و مردم قلعه فرود آمدند . « 4 » بعد از آن به سبب گرمى هوا و تعذّر علوفه به جانب بغداد مراجعت نمودند . و ايلچيان شهزاده اوزبك كه در اين سال به جاى توقتاى ، حاكم دشت قپچاق ، روانه شده بودند ، آمدند و جواب و سئوال مبنى بر صلح بود . از طرفين بر صلح خود ايستاده ، راهها گشوده شد و سوداگران آمدوشد مىكردند . و اولجايتو سلطان ، طرمطاى « 5 » را به جانب ولايت روم فرستاد . شهزاده قومرش پسر قونقورتاى را كه جنون بر طبع او غالب شده بود ، به صحراى موش با چهار پسر
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . شاهين سياه ( 3 ) . شاهين سفيد ( 4 ) . منابع غربى حاكى از عدم توفيق اولجايتو در شكستن حصر رحبة الشّاماند . جى . آ . بويل با اشاره به اين موضوع ، مىنويسد « بدين ترتيب پس از پنجاه سال تمام ، مبارزهء مغولان و مماليك بر سر تصرف سوريه پايان گرفت . » - تاريخ ايران كمبريج ، ترجمهء حسن انوشه ، ج 5 ، ص 378 . ( 5 ) . طرمطاى يا طرمقاى نام و لفظى مغولى است به معناى آتشدان .