قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4367

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء عشر و سبعمائه از هجرت « 1 » [ موافق سال هفتصدم از رحلت خير البشر ] در اين سال فتح قلعهء اربيل كه در تصرف نصارا بود ، لشكريان اولجايتو سلطان را دست داده و تمامت نصرانيان به قتل رسيدند . و مولانا قطب الدين شيرازى در شهر تبريز به روز يكشنبه هفتم ماه رمضان درگذشت . او بزرگى حسيب و نسيب از خاندان علم و حكمت بود . پدرش ضياء الدين مسعود طبيب از مشاهير اطباى جهان است . مولانا قطب الدين در ولايت خود اكثر علوم را كسب نمود ، سرآمد امثال و اقران به تخصيص در علم طبّ و عربيت . بعد از آن از ولايت خود بيرون آمده به هرچند وقت سر از گريبان طريقه‌اى كه او را خوش مىآمد برآورده و اكثر اطراف و اكناف جهان را سير كرده به خدمت خواجه نصير الدين محمد طوسى رسيد و علوم رياضى نزد او خوانده ، سال‌هاى دراز ملازمت خواجه كرد . ظرافت و لطافت بر طبيعتش به غايت غالب بود و كسى او را غمناك نديده بود . نوبتى شطرنج مىيافت . خبر فوت پسرش مسعود آوردند . او همچنان شطرنج مىباخت . بعد از اتمام بازى گفت : « ياران ، مسعود فوت شده . هر كه را هوس نماز بر او باشد برود . » يكى از سلاطين چنگيز خانى از وى پرسيد كه « اگر حنفى ، خواهد شافعى شود چگونه است ؟ » گفت كه « آسان است . بگويد : لا إله الّا اللّه محمد رسول اللّه صلى اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله . » و از او مطايبات بسيار منقول است ، اما سياق كلام تقاضا بر آن نمىكند .

--> ( 1 ) . م ، ش : وقايع سال هفتصد و يازدهم از رحلت .