قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4363

تاريخ الفي ( فارسى )

مصر و قلعهء كرك به محافظت راه‌ها قيام نمايند كه ديگر كسى به ملك ناصر ملحق نتواند شد . » اين سخن را ملك مظفر از سادگى قبول كرده جمعى كثير را كه مدتى بود كه منتظر فرصت بودند كه به ملك ناصر ملحق شوند ، به اين خدمت تعيين گرديدند ، و ايشان به فراغت خاطر با جمعيت تمام كوچ بر كوچ به ملك ناصر ملحق شدند . و ملك ناصر چون قوى حال شد به اغواى توغاى عازم شام شد و كس نزد افرم « 1 » ، حاكم شام كه با ملك مظفر متفق بود فرستاده او را از آمدن خود اعلام نمود . او در جواب فرستاد كه « تو خود را از مملكت معزول كرده و ما تمامى بر سلطنت چاشنگير اتفاق نموده‌ايم و عهد كرده‌ايم . اكنون صلاح در آن است كه ملك بر جان خود بخشوده در قلعهء كرك به حال خود باشد و آنچه ملك مظفر طلب نموده نزد وى فرستد . » و حاكم شام نيز جمعى را به محافظت راه نامزد كرد . ايشان نيز به طريق لشكر مصر به ملك ناصر ملحق شدند . و ملك ناصر را توغاى ديگر به سخن نگذاشته ، از قلعه پايين آورده متوجّه شام شد . حاكم شام را طاقت نمانده فرار نمود و جميع امراى شام و حلب و آن حدود به ملك ناصر پيوستند . و افرم ، حاكم شام بعد از بيست روز چون ديد كه كار از آن گذشت كه ملك مظفر را ديگر طاقت ملك ناصر باشد ، به ملك ناصر ملحق شد . ملك ناصر گناه او را بخشيده به اتفاق عازم مصر شدند . اما ملك مظفر چون مطلع شد كه ملك ناصر ارادهء بيرون آمدن از قلعهء كرك و توجه به شام دارد ، در مقام تجهيز لشكر شده با لشكرى آراسته از مصر بيرون آمد . چون دو سه منزل از مصر دور شد خبر از افرم ، حاكم شام ، رسيد كه ملك ناصر از كرك بيرون آمده ، اما باز مراجعت نموده به قلعه رفت . و حقيقت اين سخن آن است كه چون ملك ناصر به جانب شام روان شد ، افرم ، حاكم شام جمعى را فرستاد كه خبر تحقيق بياورند . آن جماعت با ملك ناصر باطنا متفق بودند و خبر دروغ آوردند كه ملك ناصر معاودت نمود . حاكم شام خوشحال شده جمازه سوارى به ملك مظفر فرستاد و خود نيز غافل شد ، تا آنكه ملك ناصر رسيد و شام را به تصرف درآورد . چون خبر معاودت ملك ناصر به ملك مظفر رسيد ، وى به مصر معاودت نمود و هنوز آرام نگرفته بود كه خبر ديگر رسيد كه آن خبر دروغ بود و ملك ناصر شام را متصرّف شد و فلان و به همان به وى ملحق شدند . اضطراب ملك مظفر از حد گذشت . با خواص خود مشورت نمود . ايشان گفتند كه « مادام كه سالار در قيد حيات است ، دست از فتنه‌انگيزى برنمىدارد و

--> ( 1 ) . م ، ش : اقرم .