قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4353
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال ششصد و نود و هفت از رحلت خير البشر « 1 » اولجايتو سلطان در اين سال ايلاق به سلطانيه گذرانيد و قشلاق در اران كرد ، و شاهلو حاكم لاهيجان كه در ملازمت بود ، رخصت بازگشتن يافته به ولايت خود رفت ، و جميع حكام گيلان در مقام اطاعت بودند . امير دباج - آنكه امير قتلغشاه در ولايت وى كشته شده بود و روى آمدن نداشت - اما به اداى باج و خراج در مقام بندگى درآمد و بعد از آنكه به مواعيد دلپذير از جانب سلطان محمد خدابنده خاطر خود جمع كرد ، به كرّات به ملازمت شتافت . و در اين سال شخصى موسىنام در كردستان دعوى مهدويت نمود و جمعى كثير را گمراه كرد . بالاخره جمعى از مغولان كه در آن نواحى يورت داشتند اتفاق كرده ، غافل بر سر وى ريختند و او را با رفيقان به قتل آوردند . و بلارغو « 2 » نامى از امراى روم در ولايت سيس با حاكم آنجا كه تكفور « 3 » نام داشت و نصرانى بود ، از روى تعصب مسلمانى دغايى باخته او را به بهانه [ اى ] به خانهء خود طلب نمود و به قتلش رسانيد . اولاد او به دادخواهى نزد اولجايتو سلطان آمده بعد از پرسش ، بلارغو به ياسا رسيد . و در اين سال در اكثر ولايت ايران قحطى بود . و به حكومت تمامت ماوراء النهر و تركستان كونجاك خان ولد دوآ خان مشغول بوده . و در اين سال هم جمعى از مغولان به ولايت هندوستان درآمده سلطان علاء الدين غازى
--> ( 1 ) . ذكر وقايع سنهء هفتصد و هفت هجرى قمرى ؛ م ، ش : وقايع سال هفتصد و هشتم از رحلت . ( 2 ) . م : بلاوغون ؛ ش : بلادغون . ( 3 ) . نوعى لقب براى پادشاهان ارمينيهء صغرى . - تاريخ جهانگشا ، ج 3 ، ص 484 به بعد .