قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4351

تاريخ الفي ( فارسى )

رانى « 1 » مشهور است و معشوقهء حضر خان ، ولد سلطان اينجا به دست افتاد . و آن افسانه را امير خسرو [ دهلوى ] به نظم آورده . چون رام‌ديو را به نظر سلطان درآوردند ، سلطان بر وى رحم كرده او را نوازش كرد و به انعام خير و خطاب راى رايان سرافراز گردانيد و به اعزاز بسيار با اهل و عيال رخصت معاودت ارزانى نمود و حكومت ديوگير به وى عنايت شد و مادام الحيات به شيوهء وفادارى ثابت‌قدم بود و مال و خراج مقررى خود مىداد . و در اين سال جمعى از اميران تومان مغول با بيست سى هزار سوار در زمين سوالك درآمدند . سلطان علاء الدين لشكرى به دفع ايشان نامزد كرد و سفارش كرد كه چون آن جماعت به كوه درآمده به تاراج مشغول‌اند ، لشكر هندوستان چون به كنار دريا رسند مقام كنند كه البته ايشان به گذر دريا خواهند آمد . و لشكريان سلطان به موجب فرموده عمل نموده ، به حسب اتفاق تدبير موافق تقدير افتاد و مغولان تاخت و تاراج بسيار كرده از راه دور قصد كنار دريا كردند . چون بىترتيب به كنار دريا رسيدند ، لشكر هندوستان مستعد و آمادهء جنگ بودند . به يكباره بر ايشان تاخته خلقى بسيار از ايشان را به قتل رسانيدند و هر كه كشته نشد به واسطهء كمال تشنگى قوت فرار نداشت ، اسير و دستگير شد . از آن جماعت كثير هيچ كس خلاص نشد [ 399 الف ] و زن و فرزند مغولان را در بازار دهلى به طريق اسيران هندو فروختند .

--> ( 1 ) . م : دول دانى .