قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4341
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال ششصد و نود و پنج « 1 » از رحلت خير البشر سلطان محمد خدابنده در اين سال در قنقور النگ « 2 » به موجبى كه پدرش اراده كرده بود طرح شهرى انداخت . و قنقور النگ از اعمال قزوين است و در تمامت ايران و توران مرغزارى به آن صفا و وسعت نشان نمىدهند . و قلعهء بزرگ پادشاهانه اساس نهاده و ديوارش را از سنگ تراشيده به مرتبهاى عريض ساختند كه چهار سوار پهلوى يكديگر توانند بر بالاى آن رفت . و در ميان قلعه ، به جهت مدفن سلطان اولجايتو گنبدى بنا نهادند كه به غير از گنبد هرمان از آن بزرگتر عمارتى آينده و رونده نشان نداده و نمىدهند ، و اكثر امرا عمارات عالى در آن شهر ساختند ، به تخصيص خواجه رشيد و جهت ديوانخانهء سلطانى ايوانى كه ثانى ايوان كسرى بود ساخته ، در جنب ايوان به بناى خانهاى كه دو هزار كس در آن ايوان تواند نشست پرداختند . و به اندك زمانى آن شهر به اتمام رسيد و غيرت ساير بلاد و امصار شد و به سلطانيه موسوم شد . و در اين سال ييلاميشى در سلطانيه و قشلاميشى به موقان اتفاق افتاد . و در هفدهم ذيحجهء سنهء مزبور صاعقه بر كوشكى كه محل جلوس سلطان بود آمده چند كس از نزديكان را هلاك كرد و سلطان به غايت متغير شد . بعد از آن عقاب و سنگ يشم هميشه همراه سلطان مىداشتند ؛ چه ، نزد مغولان مقرر است كه هرجا كه عقاب باشد صاعقه بدانجا نمىوزد . و فرمانفرماى كشور هند را در ماه جمادى الاول سال مذكور فتح قلعهء مندو به اهتمام
--> ( 1 ) . ق : وقايع سنهء خمس و سبعمائه [ هجرى ] ؛ م ، ش : وقايع سال هفتصد و ششم از رحلت . ( 2 ) . قنقور يا قونقور در زبان تركى به معناى رنگهاى گوناگون ، از جمله قهوهاى مايل به تيرهگى و خاكسترى روشن به كار رفته و النگ يا اولنگ به معناى علف و سبزه و در اصطلاح به معناى چمنزار و علفزار است . قنقور النگ به معناى چمنزار و مرغزار خاكسترى است .