قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4337
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال ششصد و نود و چهارم « 1 » از رحلت خير البشر در اين سال اولجايتو سلطان ييلاق به اوجان و قشلاق به موقان كرد و در سيم محرم سنهء مذكور از اوجان به عزم تبريز كوچ كرد و به آنجا رفت و به قبّهء شنب « 2 » كه مدفن برادرش بود رفته ، شرايط زيارت به تقديم رسانيد و به اتمام عمارت ابواب البرّ « 3 » حكم كرد ، و از آنجا به نواحى مراغه رفته به شكار گذرانيد و به تماشاى رصد رفت . در مراغه ايلچيان و شاهزادگان ماوراء النهر و تركستان رسيدند و در باب موافقت و مصادقت سخنان محبتآميز از زبان قاآن نسبت به اروق چنگيز خان به مسامع عليه رسانيدند . و ايلچيان را طوىهاى پادشاهانه داده مجموع را مقضى المرام گسيل فرمود . و در اين سال دو نوبت صاعقه و زلزلهء عظيم روى نمود و عمارات بسيار خراب شد . و از دشت قپچاق نيز ايلچيان آمده به عرض رسانيدند كه توقتاى بر جادهء مصادقت ثابتقدم است . و در دوشنبه هشتم ذيقعدهء سنهء مذكور ولادت باسعادت ابو سعيد بهادر خان بود از حاجى خاتون . و امارت روم در آخر اين سال به ايرنجين مفوض شد ؛ چه ، امور آن ولايت روى به اختلاف آورده بود . و احوال حاكم مصر و شام ، ملك ناصر ، آن است كه بعد از فتح امير قتلغشاه تا سنهء هفتصد
--> ( 1 ) . ق : وقايع سنهء اربع و سبعمائه [ هجرى ] ؛ م ، ش : وقايع سال هفتصد و پنجم از رحلت . ( 2 ) . محلّ دفن غازان خان ، كه به سه صورت « شام غازان » ، « شم غازان » و « شنب غازان » در مدارك مختلف ياد شده كه ظاهرا اولى و دومى اصح مىباشد . ( 3 ) . شامل گنبد عالى ، مسجد جامع و مدارس و خانقاه و دار السياده و رصد و دار الشفا و بيت الكتب و بيت القانون و حوضخانه و گرمابهء ابن سبيل و غيره . - تاريخ غازانى ، ص 209 .