قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4333

تاريخ الفي ( فارسى )

و تا غايت قايدو خان به خلاف يرليغ متصرّف بود . اكنون آنچه دوآخان به تصرف خود درآورده حكومت آن به وى متعلّق است . » چون يرليغ به دوا خان رسيد ، كس نزد چاپار فرستاد كه مملكت تركستان به حكم قاآن به من تعلق دارد . قايدو خان به خلاف حكم متصرف بود . اكنون توقع آن است كه مملكت موروثى ما را بازگذاشته به يورت خود روند تا موافقت و دوستى بر جاى ماند . و چاپار از اين معنى برآشفته اسباب نزاع و وحشت آماده و مهيا شد . و حكومت ختاى در اين سال به دستور سابق بر تيمور قاآن مقرر و مسلم بود و از هيچ طرف مزاحمى نداشت . و اولاد قايدو و دوآ به هم گرفتار بودند و حكومت الوس جوجى خان بر توقتاى مسلم بود . و سلطان علاء الدين ، حاكم هندوستان به تاريخ سيم محرم سنهء مذكور بعد از آنكه راى جونپور به ايلى درآمد و ملازمت نمود ، راى مزبور را محبوس ساخته ، فرمود كه از اطراف و جوانب جنگ سلطانى انداختند و قلعه را جبرا و قهرا فتح كرده به بالاى قلعهء مذكور برآمد و آن را خضرآباد نام كرد و حكومت آن را به پسر بزرگ خود تفويض نمود و او را نام هاجر لعل كه نشان پادشاهان هندوستان است ، نوازش كرده معاودت نمود و كوچ بر كوچ به دهلى درآمد . [ 395 الف ] و لشكر شرف هندوستان كه به فتح ولايت ارتكل نامزد شده بودند ، به‌واسطهء كثرت بارندگى كارى نتوانستند ساخت ، پريشان و بىسامان معاودت نمودند . و هنوز يك ماه زياده نشده بود از رسيدن سلطان به مستقر سلطنت كه خبر رسيد كه فوج مغول رسيد . و اين قضيه بر اين موجب بود كه چون قتلغ خواجه ولد دوآ خان كه حدود بدخشان يورت او بود خبر رسيد كه سلطان علاء الدين به محاصرهء جونپور مشغول شده و از فتح آن عاجز است و لشكر ديگر به فتح فرستاده ، فرصت غنيمت دانسته امير طرقاى « 1 » را به قريب سى هزار سوار به فتح دهلى نامزد فرمود . امير مذكور از برق و باد سرعت‌دارتر كنار آب جون را معسكر خود گردانيد و سدّ طرق شهر نمود ، چنانچه از هيچ طرف كمك ممكن نبود . و لشكر سلطان علاء الدين كه بىسامان و پريشان بودند به واسطهء سفر و محاصرهء جونپور متحير ماندند . پس بالضروره سلطان علاء الدين از شهر بيرون آمده به حفر خندق و استحكام لشكرگاه امر كرد و از جنگ صف احتراز نمود و به محافظت خود مشغول شد . و اكثر اوقات تمام مردم مسلح بودند و دقيقه‌اى از دقايق احتياط نامرعى نگذاشته . و لشكر مغول به غايت مستولى شدند ( و اكثر شهر به تاراج رفت و انبارهاى غلهء سلطانى

--> ( 1 ) . متن : طوغاى : تصحيح بر اساس متن جامع التواريخ و تاريخ اولجايتو .