قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4328

تاريخ الفي ( فارسى )

نموده املاك را بر آن وقف نمايم . اكنون شيخ را يقين است كه از خوردن [ 393 ب ] لقمهء حلال چنين حالتى عظيم دست داده خواهد شد ؟ اكنون صلاح تو در آن است كه چنين خام نمانى . تو را پختن كردن ضرور است ؛ چه ، بر پادشاهان تربيت جميع اصناف بشر لازم است . » و حكم شد كه شيخ را به تبريز بايد رفت و به كار گل مشغول بود ، و هر روز يك درم بيش نگرفت تا بالكلّ لقمهء حلال و كثرت نصيب و قلّت معتاد در غذا پيدا شود . صوفى كاهل كه از جا برخاستن را مشكل داند ، نباشد . امرا و وزرا هرچند التماس كردند سودى نكرد . اين قدر شد كه به تبريز رفتن معاف شد . در همان خانقاه با سه سال خشت زدن و زراعت كردن مشغول بود . يكى از آثار شفقتش آنكه در اوجان - چنانچه مذكور شد - خرگاه زرين كه مرتب شده بود بر پاى كردند . و چون دو ماه همچنان زده بود گنجشكى بر سقفش آشيانه كرده بود و تخم نهاده . در وقت كوچ ، اين معلوم شد . فراشان را امر كرد كه تا پريدن بچه گنجشك آن خرگاه را حركت ندهند . بعد از آنكه كنجشگان پر برآورده بودند ، خرگاه را از عقب او درآوردند . وى جميع صنايع جزئيه با كليات امور جمع داشت و فصاحت و بلاغت و حسن سئوال و جواب و صبر و ثبات و بذل و عطا و لطف و خلق او محتاج بيان نيست . معمار همتش به بناى عمارات رفيعه مفتور بود و دفع انواع مصادرات و ابطال حرز و مقاسمات از رعاياى ايران بالكليّه نمود و دزد و راهزن را در مملكتش اثر نماند . و با وجود چندان وسعت در قلم آوردن عيار و گز و پيمانه تمام بود ، و زر به سودداران و غبن فاحش در معاملات در تمام زمان او بر طرف شد . و از مسكرات عموم خلايق ممنوع شده خدمتكاران و عملهء بيوتاتش از قوشچى و فرّاش و جلودار و ساربان و استربان كه در زمان ديگر پادشاهان چنگيز خانى عالمى را به تنگ داشتند در كمال ادب . و خواجه رشيد كه پروردهء نعمت او بود ، در اين ابواب حكايات مفصل نوشته . چون جميع آن سخنان لياقت سياق اين كتاب نداشت ، جوياى آن سخنان را رجوع به آن كتاب بايد شد . « 1 » القصّه ، چون خبر اشتداد مرض غازان خان به بلاد خراسان رسيد ، هورقوداق كه از امراى خراسان بود و از اولجايتو سلطان خوفى در خاطر داشت ، به خاطر رسانيد كه شهزاده آلافرنگ را مرسوم به سلطنت سازد و خود متكفّل مهام جهاندارى گردد . اما اين آرزو را به

--> ( 1 ) . و نيز براى آشنايى با اهميت اقدامات اسلامى غازان خان و بصيرت او در مسائل اجتماعى و انسانى مطالعهء « قسم سوّم از داستان غازان خان » ( تاريخ مبارك غازانى ، ص 161 به بعد ) شامل چهل حكايت خواندنى توصيه مىشود .