قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3761
تاريخ الفي ( فارسى )
هزارهء سوبداى بهادر : از قوم اوريانگقت بود . چون او نماند ، پسرش كوكچو به جاى او قرار گرفت . هزارهء دوقولقو چربى : از قوم ارولات بوده ، برادر بورچىنويان ، و معنى دوقولقو آن است كه سخن بسيار مكرّر كند ، و چربى يعنى راستدل و پاكاندرون . و ياياس تورقاقون از امراى قاآن از نسل او بود . هزارهء اوداجى : از قوم هويين اوريانگقت بود ، و آن قوم و فرزندان اين اوداجى با هزاره به هم ، ياسا و يوسون غروق بزرگ ، كه به موضع بورقان قالدون است ، نگاه مىداشتهاند و به واسطهء ايشان در آنجا مطلقا فتنه و فساد ظاهر نمىشد . هزارهء بيلگوتاىنويان : كه برادر چنگيز بوده . هزارهء چوگو كورگان : از قوم قنقرات بوده ، پسر آلچىنويان ، و تومالون خاتون « 1 » دختر چنگيز را داشت ، و اين چهار هزار نفر از لشكر قنقرات جدا كرده و به وى داده او را به جانب تبّت فرستاده و با ياؤداى يعنى ملك عراق ، كه اينجا مقدّم قورچيان بود از آنجا آمده بود ، و چون ( آن لشكر قديم از آن او بوده ، امراى هزاره به خود تعيين مىكرده است . ) « 2 » هزارهء اوكارقلجا و قودوس قلجا : « 3 » از قوم بارين بودهاند و هردو برادران يكديگرند . هزارهء اوگلى چربى : از قوم سونيت بوده . هزارهء طايسون : از قوم جلاير بوده ، برادر موقلى گويانگ و با يك خويش ديگر ، كه نام او معلوم نشد ، ايشان را دو هزار دانستهاند . هزارهء تمودورنويان : از قوم سونيت بوده و قورچى چنگيز خان ؛ و پسرى بلندبالا داشته كه ملازم منكوقاآن « 4 » بوده ، مبارك قورچى نام ، [ و به طيب آينه ] منسوب . و از فرزندان او سوبتاى نويان و پسرش امكچين بوقداى اقتاچى « 5 » بودند . هزارهء قوشاقول [ و ] جوسوق : « 6 » از قوم جاجيرات بودهاند از شعبهء نيرؤن و برادران يكديگر . وقتى كه [ ولايت ] ختاى و جورچه فتح شد چنگيز خان فرمود تا از ايشان از هر ده مغول ، دو نفر بيرون كردند . چون ايشان را ترقاقان جلد يافت ، سه هزار نفر به ايشان داده ايشان را به سرحدّ فرستاد ، و ايشان آن سرحدّ را چنانچه مىبايست محافظت نمودند . و معنى قوشاقول آن است كه از هرده ، دو به ايشان دادهاند . هزارهء مونكاقلجا : « 7 » از قوم منگقوت بوده ، پسر قويلدار ساچان .
--> ( 1 ) . متن : بويانون خانون . ( 2 ) . متن : ( قديما از آن او بود و چون لشكر امراى هزاره به خود تعيين مىكرده ) . ( 3 ) . متن : قودوس قلجار . ( 4 ) . متن : چنگيز خان . ( 5 ) . متن : اوكجين و بوعدى افتاچى . ( 6 ) . متن : سوق . ( 7 ) . متن : مولكاقلجا .