قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3749

تاريخ الفي ( فارسى )

بر اين يوسون و ياساق چنگيز خان كه از خانى به همه چيز ممتاز افتاده عمل نمايند و آن را نگاه دارند و تغيير و تبديل به او راه ندهد از آسمان به دو دولت ايشان بپايد و پيوسته در عيش و جرغاميشى باشند و خداى تعالى ايشان را سيورغاميشى كند و خلق عالم ايشان را دعاها كنند ، و دراز عمر باشند و از دولت و نعمت تمتّع يابند . و نيز از سخنان چنگيز خان است كه مىفرمود ، فرزندان بسيار از پادشاهان كه بعد از اين در وجود آيند اگر بزرگان و اميران و پهلوانان كه بعد از ايشان باشند ياساق را سخت بگيرند ، كار پادشاهى متزلزل و منقطع گردد و چنگيز خان را باز در طلب كنند و دريابند . و نيز چنگيز خان مىفرمود كه اميران تومان و هزاره و صده كه در اوّل و آخر سال بيايند و ياسا نشوند ، حال ايشان بر مثال سنگ باشد كه در آب فراوان افتد يا تبر كه در نيستان افتد و ناپديد گردد . چنان كسان پيشوايى و سرورى را نشايد . و نيز از سخنان آن پادشاه جهانگير است كه هركس خانهء خود را انتظام تواند داد ، ملك را نيز رواج و رونق تواند داد . و هركس كه ده كس را چنان كه شرط باشد ياساميشى تواند نمود ، لايق آن باشد كه هزاره و تومان ياساميشى تواند نمود . و نيز از سخنان حكمت‌آميز آن پادشاه است كه هركس كه اندرون خود را پاك تواند كرد ، ملك را از دزد پاك تواند كرد . و نيز او مىفرمود كه هرامير كه دههء خود را ياساميشى تواند كرد ، او را با زن و بچّه كارگردانيم و از دههء او يكى را جهت اميرى اختيار كنيم . و صده و هزاره و امير تومان نيز همين حكم دارند . و نيز مىفرمود كه هرسخن كه سه دانا بر آن اتّفاق كنند آن را همه جا باز توان گفت ، و الّا اعتماد را نشايد ، و بايد كه سخن خود و از آن ديگرى را با سخن دانايان بسنجى . اگر موافق افتد ، گفتنى باشد ، و الّا هيچ نبايد گفت و سكوت بهتر بايد دانست . و نيز از سخنان ايشان است كه هراسبى كه در فربهى نيكو بدود و در نيم گوشتى و لاغرى همچنان دوان ، آن اسب را نيك توان گفت . امّا اسبى كه در يك حال از اين سه حال نيكو بود او را نيكو نتوان گفت . و نيز ايشان مىفرمود كه هركه پيش بزرگى رود بايد كه پيش از آنكه آن بزرگ از وى سئوال نكند هيچ سخن نگويد و بعد از پرسيدن جواب مطابق سئوال گويد ؛ چه ، اگر پيش از پرسيدن سخن گويد اگر بشنوند فبها ، و الّا آهنى سرد كوفته و انفعال عدم التفات حاصل نموده باشد . و نيز از سخنان ايشان است كه امراى بزرگ كه سرور باشند بلكه تمامى لشكريان را بايد كه همچنانكه چون ما به شكار رويم اسامى خويشان را معيّن مىگردانند ، چون به جنگ دشمن برنشينيم نيز بايد كه هريكى نام خود را بنويساند و در مقام آن باشد كه در آن معركه نام و