قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3722
تاريخ الفي ( فارسى )
تعالى همه چيز را از خاطر خود فراموش كرده به عبادت و پرستش او قيام نماييم . » اين معنى نيز مستحسن افتاد . ديگر گفتند كه « نبىّ ما فرموده كه در سالى يك ماه روزه داريد . » فرمود كه « اين نيز خوب است . چون مائده به غفلت مىخورند ، يك ماه به حساب بخورند تا قدر نعمت خداوند بشناسند بهتر خواهد بود . » باز به عرض رسانيدند كه « يكى از احكام شريعت ما آن است كه در هرسالى زرداران از آن بيست دينار و نيم را به فقرا و درويشان و مستحقّان رسانند . » چنگيز خان اين حكم را بسيار پسنديده داشت و تحسينها فرمود و گفت كه « چون خداى بزرگ مردم را در روزى به تفاوت آفريده از براى حصول تعادل و مساوات حكم فرموده كه نقصان فقرا را به زيادتى اغنيا جبران مىكرده باشند . » ديگر گفتند كه « يكى از احكام شريعت ما آن است كه هركس در مدّت العمر يكبار بايد كه به زيارت خانهء كعبه رفته مراسم بندگى و عبوديت به جاى آورد امّا به شرط آنكه استطاعت راه از زاد و راحله داشته باشد و راه امن باشد . » چنگيز خان در اينجا توقّف نموده گفت : « تمام عالم خانهء خداست . از جملهء اطراف جهان به وى توان رسيد ، و از همه جا راه به حقّ است . فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ « 1 » همانگه از آن خانه ( ؟ ) قاضى اشرف گفت كه « حقيقت چنان است كه پادشاه عالمپناه مىفرمايد ، ليكن خواست حق ، سبحانه تعالى ، اقتضاى آن نموده كه از براى تعظيم ايلچى خود مردم مالهاى زيادتى خود را برداشته متوجّه مولد او شوند و در آن بقعه بر فقرا و درويشان و ارباب احتياج قسمت كنند تا نام نيك ايشان بماند و ايشان را ثواب حاصل شود . » القصّه چون قاضى اشرف و واعظ بازگشته به بخارا آمدند ، قاضى اشرف چنگيز خان را از جمله مسلمانان مىشمرد و آن واعظ ناقص محض از براى انكار حجّ ، او را از دين بيگانه مىداشت . و چون در اين وقت چنگيز خان به سمرقند رسيد ، اعيان و اشراف بلده او را استقبال كردند و چنگيز خان روى به ايشان آورده فرمود كه « خداى جاويد مرا بر پادشاه شما ظفر داد و او را مخذول و متهوّر گردانيد . بايد كه بعد از اين ، زبان به دعا و ثناى ما گشايند . » ائمهء قضا از وى يرليغ ( حكم ) و ترخانى ( معافيت از ماليات ) طلب داشتند . پرسيد كه « سلطان محمّد از شما مؤنات ديوانى مىگرفت ؟ » گفتند : « آرى » گفت : « پس از اين جهت بود كه دعاى شما در حقّ او مستجاب نشد و از براى او فايده نرسانيد ، چه ، هرگاه رعايا به جزاى مال ديوانى گرفتار باشند ، خاطر ايشان كجا فراغت داشته باشد كه دعا از صميم خاطر توانند كرد ؟ » پس يرليغ فرمود كه فقها و سادات و علما و قضات و موالى از مؤنات ديوانى مسلم باشند .
--> ( 1 ) . بقره ، آيهء 115 . آيه از اضافات « م » است .