قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3050
تاريخ الفي ( فارسى )
جانبى بدر رفتند و امير حسان به فراغت بال به حال خود بماند . و در اين واقعه بعد از پنج شش روز كه از رسالت امير حسان گذشت ، در پنجم ماه ربيع الآخر جمعى از غلامان امير اتابك به اغواى پسر سالم بن مالك بر سر امير اتابك آمده او را به قتل رسانيدند و فى الحال بالاى قلعه رفتند . و اهالى قلعه پيش از آنكه امرا و سپاهيان امير اتابك بر حقيقت اطّلاع يابند ، از بالاى برج و بارو فرياد برآوردند كه « اى بيخبران چند [ 77 ب ] امير شما كشته شد و شما هنوز در مقام قلعهگيرى جدّ و اهتمام داريد . » چون اين نغمه به گوش امرا و اعيان و اركان دولت امير اتابك رسيد ، متحيّر و متعجّب شده روى به آرامگاه امير اتابك نهادند . تاآنكه ظاهر شد كه امير اتابك به قتل رسيده ، چه ، آن غلامان هميشه در خدمت او بودند . و چون اين حادثه روى نمود ، پسر امير اتابك ، نور الدّين محمود كه در آن يورش همراه بود و امارت ديوان به وى مفوّض بود ، در ساعت انگشترين پدر را از انگشت پدر بيرون آورده به جانب حلب رفته ، آن ولايت را متصرّف شد . و از وزارى امير اتابك ، جمال الدّين محمّد بن على كه حكمش در ايّام حيات امير اتابك بر همه نافذ بود و امير حاجب صلاح الدّين محمّد ياغيسيانى « 1 » متّفق شده الب ارسلان بن سلطان محمود را كه نزد امير اتابك مىبود ، به دست آورده ، متوجّه موصل شدند . اما چون غرض ايشان آن بود كه اين دولت از سلسلهء اتابكيّه بيرون نرود ، الب ارسلان را به عيش و عشرت مشغول داشتند و هيچچيز از حظوظ و مستلذّات جوانى از وى بازنداشتند ، و كنيزان مغنيه و شراب فراوان به او دادند تا الب ارسلان را به آن امور مشغول نموده و به موصل آمدند . و جمال الدّين محمّد كس به شهرزور فرستاده پسر كلان امير اتابك ، سيف الدّين غازى ، را طلب داشت . و بندگان الب ارسلان با جمعى از بىباكان به عيش و عشرت مشغول بودند و بههيچوجه از امرى خبر نداشتند ، و خيالش آن بود كه جمال الدّين محمّد و صلاح الدّين مهمات او را سرانجام خواهند داد ، كه به يك ناگاه سيف الدّين غازى به موصل درآمد ، و ملك الب ارسلان را گرفت و از روى استقلال شروع در مهمات ملكى و مالى نمود . و صلاح الدّين محمّد را به حلب فرستاد كه مدبر امور و مهمّات برادرش نور الدين باشد . و تفاصيل اين واقعه در تاريخ « باهر » « 2 » كه در احوال ملوك اتابكيه نوشته شده مذكور است و چون آن تاريخ در نظر نبود ، به اين مجمل اكتفا نمود .
--> ( 1 ) . هرسه نسخه : باغبان . ( 2 ) . كتاب التاريخ الباهر فى الدولة الاتابكية ، در شرح حال خاندان عماد الدين زنگى بن قسيم الدولهء آقسنقر ، تأليف ابن اثير است كه خود ابن اثير خوانندگانش را به آن كتاب ارجاع داده است .