قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3699
تاريخ الفي ( فارسى )
سلطان در شيراز به عيش و طرب گذرانيد و عنان عزيمت به صوب اصفهان منعطف داشت . و چون اتابك سعد پسر خود ، اتابك مظفّر الدّين ابو بكر را كه بعد از او وارث ملك اتابكى بود بهواسطهء آن بىاندامى كه از وى نسبت به پدرش سر زده بود - چنانچه در احوال سلطان محمّد خوارزمشاه تفصيل آن قلمى شد - در بند داشت ، در اين وقت سلطان جلال الدّين از اتابك درخواست اطلاق او نمود . اتابك در جواب سلطان چنين به عرض رسانيد كه « هرچند فرزندم ، ابو بكر ، اهمال حقوق پدرى نمود به سمت عقوق « 1 » موسوم گشت - چنانچه خفتانى كه نشان زخم بر آن بود به خدمت سلطان فرستاد - امّا چون تخلّف از امتثال امر سلطان شرعا و عقلا و عرفا قبيح است او را از بند بيرون آورده با ساختگى تمام به خدمت مىفرستم . » آخر الأمر همچنانكه بر زبان رانده بود عمل نمود . « 2 » چون سلطان به نواحى اصفهان رسيد در موضعى كه به تخت سرخ « 3 » اشتهار دارد ، اتابك علاء الدّولة بن اتابك سام ، كه دخترزادهء علاء الدّوله گرشاسف بن على فرامرز بن علاء الدّوله ماضى از آل بويه بود ، از ميبد با پيشكشهاى لايق به خدمت آمد . چون بسيار پير بود ، سلطان او را پدر خواند و در پهلوى خود نشانيد و « آتاجان » لقب داد ، و او را هزار غلام ترك زرخريد بود كه همه چابكسوار و بهادر بودند . و سلطان او را به ايالت شهر اصفهان سرافراز نمود ، و او با پانصد سوار هميشه ملازم ركاب سلطان بود و خطاب او از ديوان سلطانى و مجلس رفيع « پدرى ، اعزّى ، خاقانى ، معظمى » نوشتندى . و اتابكان يزد كه برادر و برادرزادگان او بودند هر شهرت و اعتبارى كه داشتند از وى يافتند ، و دار الأمارهء او مدينهء ميبد بود ، و مدّت شصت و سه سال در آنجا حكومت كرد ، و بعضى اوقات در يزد نيز اتابكى كرد ، و بعد از آنكه هشتاد و چهار سال از عمر او گذشت در سنهء اربع و عشرين و ستّمائه [ - 624 ] هجرى در اصفهان به قتل رسيد . القصّه چون سلطان جلال الدّين به دار الملك اصفهان رسيد خبر يافت كه برادرش ، غياث الدّين ، با اركان و اعيان خوارزمشاه در رى است . سلطان جريده با سوارى چند گزيده به رسم لشكر تاتار ، علمهاى سفيد برافراشته ناگاه بر سر ايشان رسيد . غياث الدّين و بعضى ديگر از امرا كه از سلطان جلال الدّين وهم و ترس داشتند [ در قلعهء سلوقان « 4 » ] پنهان شدند . سلطان از روى اشفاق و مهربانى كس نزد مادرش فرستاده پيغام داد كه « در اين وقت كه اينچنين دشمنى
--> ( 1 ) . عقوق : آزردن پدر . ( 2 ) . اتابك ابو بكر بن سعد ( 623 - 658 هجرى ) بعدها جانشين پدر و ممدوح شيخ سعدى شد . وى مثل پدر در شيراز ابنيهء خيريهء بسيار بساخت و همواره روابط دوستانهء خود را با مغول حفظ مىكرد . آثار خيريهء وى در شيراز به « ابنيهء مظفّرى » مشهور هستند . ( 3 ) . متن : زر سرخ . ( 4 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 ، ص 209 .