قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3682
تاريخ الفي ( فارسى )
كنگاچ كرده رأى همه بر آن قرار يافت كه پناه با شيران كوه « 1 » دماوند برند . سلطان به ديدن آن كوه رفته بعد از بسيارى ملاحظهء مداخل و مخارج آن كوه را معيّن كرده فرمود كه « اين كوه پناه ما نتواند شد . » بعد از آن به استحضار ملك هزار سفلور « 2 » ، كه از اكابر ملوك قديم بود و مردى با رأى و تدبير ، كس فرستاد . ملك نصرة الدّين هزار سفلور چون برسيد از گرد راه به بارگاه رفت و در هفت جا زمين ادب بوسه داد . سلطان او را به اعزاز و اكرام تمام پيش طلبيده ، در اين واقعه از وى مشورت طلبيد . ملك گفت كه « صلاح در آن است كه كوچ كنيم ، و ميانهء لور و فارس كوهى است به غايت منيع و حصين كه آن را تنگتكو گويند ؛ ولايتى است پرنعمت و علف آن را پناه خود سازيم و از لور و فارس و شبانكاره صد هزار مرد پياده جمع كنيم . و چون مغول برسد دلقوى دربرابر ايشان رويم و كارزار مردانه كنيم . » سلطان محمّد خوارزمشاه بهواسطهء قرب اتابك سعد و حيله و مكر او ، اين رأى را ناپسنديد و گفت كه « انديشهء ما چنان است كه هم در اين حدود باشيم تا از اطراف و اكناف ولايت لشكرها جمع شوند . » و هنوز در اين انديشه بودند كه خبر رسيد جبه در نيشابور [ كس پيش اعيان شهر ] مثل مجير الملك كافى [ رخّى ] و فريد الدّين و ضياء الملك زوزنى - كه از جمله وزرا و صدور خراسان بودند - فرستاده ، ايشان را به ايلى چنگيز خان دعوت كرد و علوفه طلب داشت . ايشان چند كس را با پيشكش لايق فرستاده ، قبول اطاعت و انقياد نمودند ، و جبهنويان ايشان را نصيحت بسيار كرد كه « زنهار ! هزار زنهار ! كه از مخالفت پادشاه جهانگير چنگيز خان بترسيد و هرگاه كه لشكر [ 225 ب ] مغول به اين حدود برسد اعتماد بر استحكام حصار و كثرت لشكر بيشمار نكرده به استقبال ايشان بشتابيد . » بعد از آن يرليغ چنگيز خان را به خطّ ايغورى كه مضمون آن فرمان اين بود كه امرا و بزرگان و رعيتان بدانيد كه روى زمين از طلوع آفتاب تا غروب آن حق سبحانه تعالى كه خداى بزرگ است به من ارزانى داشته ، پس هركه با ما ايل شود و قدم در دايرهء اطاعت و انقياد نهاد ، بر سر زنان و فرزندان خود رحم كرده باشند و هركه دم از مخالفت و منازعت زده قدم از دايرهء اطاعت ما بيرون نهد ، با زن و فرزند و خويش و پيوند هلاك خواهد شد . بر اين جمله به اهل نيشابور فرمان داده روان شدند .
--> ( 1 ) . در جامع التواريخ نيز به اين صورت ضبط شده است . مراد « اشترانكوه » لرستان است . ( 2 ) . متن : هزار سفپور . مراد ملك نصرة الدّين هزار اسب از اتابكان لرستان است .