قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3680
تاريخ الفي ( فارسى )
رسم شكرانه مبلغ دويست هزار دينار از ايشان مطالبه نمود . و از براى تحصيل اين مبلغ ، امير عميد بزرگ را كه در سمرقند به « ثقة الملك » ملقّب بود « 1 » ، نامزد فرمود و شحنه در آن شهر قرار داد و در مقام استعداد رفتن خراسان شد . قصّهء فرستادن چنگيز خان جبهنويان و سوبداىنويان را بر عقب سلطان محمّد خوارزمشاه و فتح ايران ارباب تواريخ چنين آوردهاند كه چون در ماه ذيحجهء سال مذكور ( 607 رحلت ) پادشاه جهانگير چنگيز خان فتح بخارا نمود و ظاهر شهر سمرقند را محلّ نزول رايات نصرت آيات گردانيد ، به مسامع جلال او رسانيدند كه سلطان محمّد خوارزمشاه در باسالكاست و رعب و هراس بسيار بر وى استيلا يافته ، به حدّى كه پسرش ، جلال الدّين ، هرچند به او مىگويد كه اين لشكرها را كه در هر موضعى متفرّق ساخته مناسب آن است كه همه را يك جا جمع آورده روى به خصم آوريم ، مطلقا به سخن او التفات نمىنمايد . چنگيز خان چون اين خبر شنيد فى الحال جبهنويان را با يك تومان لشكر « 2 » به اسم قراول پيش فرستاد و سوبداى بهادر را با يك تومان لشكر ديگر به رسم كحيكه ( ؟ ) بر عقب روان كرد و توقوچار بهادر « 3 » را در عقب ايشان با يك تومان ديگر فرستاد و ايشان را در باب گرفتن سلطان محمّد خوارزمشاه بسيار مبالغه فرمود و گفت : « هرجا كه به وى رسيديد اگر با لشكر او برابر نتوانيد شد و شما را قوّت مقاومت ايشان نباشد ، همانجا توقّف نموده اعلام نماييد . و اگر ضعيفحال باشند ، او را به دست بياوريد و بازگرديد . و همانجا به قوّت خداى بزرگ او طاقت مقاومت شما نخواهد داشت . و اگر از شما عاجز آمده با معدودى چند پناه به كوهى بلند يا تنگناى غارى ، كه دست شما به آنجا نرسد ، برد يا پرى [ كردار ] از چشم شما پنهان شود ، بايد كه چون باد جهنده به ميان ولايت او درآييد و هركس كه به ايلى پيش آيد [ 225 الف ] او را امان دهيد و شحنه در آنجا بگذاريد . و هركس كه در مقام تمرّد و عصيان درآيد او را به ضرب شمشير آبدار هلاك كنيد . و بايد كه در مدّت سه سال تمام ايرانزمين را مسخّر كرده از راه دشت قپچاق مراجعت نموده در ولايت مغولستان - كه يورت اصلى ماست - به ما ملحق شويد ؛ چه ، از روى قياس ظاهر آن است كه در اين مدّت كار ايرانزمين ساخته شود . و اينك من بهزودى تولوى خان را جهت استخلاص خراسان در عقب شما مىفرستم و جوچى و چغتاى و
--> ( 1 ) . عطاء الملك جوينى ، امير عميد بزرگ و « ثقة الملك » را دو نفر معرفى مىكند نه ثقة الملك لقب امير عميد بزرگ . - تاريخ جهانگشا ، ج 1 ، ص 96 . ( 2 ) . ده تومان لشكر . ( 3 ) . متن : بوقاجار بهادر ، روضة الصفا : توقچر ( تغاجار ) بهادر .